است . بنا به گفته ادوارد ولف ( اقتصاددان ) ، در مدت 30 يا 40 سال گذشته ، رفاه والدين ، در مقايسه با زوجهاى بدون فرزند ، به طور مستمر فرسايش پيدا كرده است .
بايد در نظر داشت كه سياستهاى دولت نيروى محركه قدرتمندى در اين زمينه بوده است . در سال 1959 ؛ 20 درصد خانوادههاى داراى فرزند ، در مقايسه با 16 درصد از خانوادههاى بدون فرزند ، فقير بودند . بيش از سه دهه بعد ، در سال 1993 ، نرخ فقر در ميان خانوادههاى داراى فرزند 19 درصد بود ، در حالى كه اين نرخ در ميان خانوادههاى بدون فرزند به 5 درصد ؛ يعنى بيش از دو سوم ، كاهش يافته بود . در واقع ، خانوادههاى داراى فرزند شاهد آن بودهاند كه درآمدشان در مقايسه با خانوادههاى بدون فرزند بسيار كمتر شده است . براى مثال ، در فاصله سالهاى 1974 تا 1992 درآمد متوسط خانوادههاى فرزنددار 2 درصد پايين آمد ، در حالى كه درآمد متوسط خانوادههاى بىفرزند 16 درصد افزايش يافت . « 1 »
واقعيت آن است كه دولت آمريكا به طور روز افزون از زير بار مسئوليت در برابر خانوادههاى داراى فرزند شانه خالى كرده است ، يعنى سياستهاى مالياتى و مسكن - به شرحى كه گذشت - عليه والدين شكل گرفته است و اين در حالى است كه دولت روزبهروز به شكل گستردهترى از شهروندان درجه يك و ديگر گروههاى مورد لطف حمايت مىكند . آنچه ما در مدت 30 سال گذشته به واقع انجام دادهايم ، اين است كه
هامش
( 1 ). Edward N . Wolff , " the Economic Status of Parents in Postwar America " paper prepared for the Task Force on Parent Empowerment , Sept . 20 , 1996 , pp . 2 - 6 .