مشكلساز است . كودكان فقط بزرگسالانى در مقياس كوچك نيستند كه در صورتى كه طيف مناسبى از خدمات به آنها داده شود ، مىتوانند به نوعى خودكفايى و حمايت از خود برسند . كودكان نمىتوانند به حال خود زندگى كنند . آنها در مؤسسات رشد نمىكنند . تمام كودكان ، چه كودكان نوپا و چه نوجوانان ، به طور قطع نياز به يكى از والدين و ترجيحاً هر دوى آنها دارند تا در يك دوره زمانى طولانى ، توجه بىقيد و شرط و متعهدانه خود را نثارشان كنند . خريدارى چنين توجه و مراقبتى در بازار آزاد كار دشوارى است ، حتى هنگامى كه كاملًا روشن باشد كه لازم است كودك از والدين طبيعى خود جدا شود .
عشق بىقيد و شرط و تعهد دراز مدت چيزى نيست كه بتوان به آسانى در بازار يافت ، حتى اگر يك مؤسسه دولتى آمادگى پرداخت بهاى آن را داشته باشد . بهرغم اين مسئله اساسى ، كارگزاريهاى بيش از اندازه مشتاق اغلب تلاش زيادى مىكنند تا كودك را از چنگ والدين كاملًا شايسته بربايند .
در طول سى سال گذشته ، هزاران متخصص مرتبط با ديوانسالارىِ رو به توسع رفاه كودكان ، دست به كارهايى زدهاند كه فقط مىتوان آن را تفكرِ سركوب والدين توصيف كرد . اقليت قابل ملاحظهاى از كسانى كه در زمينه رفاه كودكان كار مىكنند ، در حال حاضر بهشدت اعتقاد دارند كه عملكرد خانواده آمريكايى بسيار بد است كه بيشتر والدين استعداد بدرفتارى با كودكان را دارا هستند و اينكه در بسيارى از موارد « قطع يد از والدين » « 1 » به
هامش
( 1 ). Parentectomy