را وضع كرد كه بهشدت در جهت حمايت از بزرگسالانى بود كه از كودكان نگهدارى مىكردند . اين مقررات از طريق برنامههاى ماليات بردرآمدى كه پرداخت مالياتى مؤديان متأهل را نصف مىكرد ، سبب افزايش ازدواج مىگرديد . اين مقررات همچنين مشوقى را بهصورت معافيت چشمگير مالياتى براى به دنيا آوردن و بزرگ كردن كودكان ارائه مىكرد و از طريق كاهش قابل ملاحظه نرخ رهن خانه كه مخاطب آن خانوادههاى جوان بودند ، تسهيلات مسكن را فراهم مىكرد .
در پايان دهه 1940 ، كنگره يك معافيت يكسانِ 600 دلارى را براى هر فرد نيازمند به تصويب رساند كه ارزش معادل آن در سال 1996 ؛ 6500 دلار است . هدف از اين كار امتيازدهى به خانوادههاى داراى فرزند و تحميل « بار سبكتر بر دوش ماليات دهندگانِ داراى خانواده بزرگ و بار سنگينترى بر دوش ماليات دهندگان داراى خانواده كوچكتر » بود . « 1 »
به اين ترتيب ، هم چنان كه دهه پنجاه طلوع مىكرد ، ايالات متحده مىتوانست به حق ادعا كند كه داراى مقررات مالياتى قدرتمندى در حمايت از خانواده است . در اين زمان مشوق مالى مستحكمى براى بزرگسالان براى ازدواج و مجازات قابل ملاحظهاى براى طلاق وجود داشت . معافيت مالياتى فردى باعث مى شد كه مبلغ قابل توجهى از هزينههاى نگهدارى از كودك تأمين گردد و مقررات مالياتى همراه با ديگر برنامههاى دولت دست به دست هم مى داد تا عرض سخاوتمندانه مسكن
هامش
( 1 ). Cited in Allan Carlson , " Taxes and the Family , " paper prepared for the Task Force on Parent Empowerment , Sept . 20 , 1996 .