به ازدواج و كودكان كردند . همچنان كه بارينگتون مور ، استاد جامعهشناسى دانشگاه هاروارد ، مىگفت ؛ وقت آن فرا رسيده بود كه « جامعههاى صنعتى پيشرفته با خانواده خداحافظى كنند و چينشهاى اجتماعى ديگرى را كه محدوديتهاى غيرضرورى و دردناك كمترى را به بشريّت تحميل مىنمايد ، جايگزين آن سازند . » مور در سخنرانى مشهورى در سال 1968 ، با رضايتمندى آشكار اعلام كرد كه خانواده ، اگر تاكنون نمرده باشد ، در حال مرگ است و تنها كارى كه جامعه بايد انجام دهد ، برگزارى يك « خاكسپارى با شكوه » است . « 1 »
با ترسيم اين پشت صحنه ، به هيچ روى تعجبآور نيست كه مقررات مالياتىِ هوادار خانواده از سوى دولتهاى ليبرالتر دهه 1960 به دور انداخته شود . تكهتكه كردن مستقيم اين مقررات به آرامىِ تمام ، با سياستهاى مالياتى جان اف كِنِدى « 2 » در سال 1963 آغاز شد . « 3 » در واقع ، لايحه مالياتى كِنِدى كاهش استاندارد حداقلى جديدى را بنيان گذاشت كه هيچ توجهى به حضور يا عدم حضور كودكان نداشت . بسته اصلاحات مالياتى ريچارد نيكسون « 4 » در سال 1969 از اين نيز فراتر رفت .
در ميانه دهه 1970 ، افزايش سريع تأمين اجتماعى يا مالياتِ فيش
هامش
( 1 ). Barrington Moore , Jr . , " Thoughts on the Future of the Family , " in John Edwards , ed . , The Family and Change( New York : Knopf , 1969 ) , p . 456 .( 2 ). John F . Kennedyسى و پنجمين رئيس جمهور آمريكا از سال 1961 تا سال 1963 كه ترور شد .
( 3 ). Carlson , " Taxes and the Family , " p . 10 .( 4 ). Richard Nixonسى و هفتمين رئيس جمهور آمريكا از سال 1969 تا 1974 كه به دليل رسوايى واترگيت مجبور به استعفاء گرديد .