پدران دست كشيده است . والدين قربانى مجموعهاى از تناقضات و دشمنىهاى ايدئولوژيك شدهاند . اين تناقضات و دشمنىها خواست سياسى را منجمد كرده و بهشدت سبب تضعيف حمايتهاى اجتماعىاى شده است كه در گذشته انرژىهاى والدين را تقويت مىكرد .
به ويژه از سال 1980 ، محافظهكاران بر اين باور بودهاند كه بازارها بايد آزاد و بىمهار باشد و هنگامى كه دولت كمترين دخالت ممكن را اعمال نمايد ، اقتصاد به بهترين وجه عمل مىكند . در فضاى اجتماعى ، محافظهكاران بهعكس به اعمال كنترل و محدوديت معتقد بودهاند .
البته بايد اذعان كرد كه محافظهكارى اجتماعى قطعاً بهطور جدى از والدين و فرزندان حمايت مىكند . براى مثال ، اگر بخواهيم در راستاى حفظ ازدواجهاى « مطلوب » حركت كنيم و اجازه دهيم كودكان بيشترى در خانوادههاى دو والدى بزرگ شوند ، به نظر مىرسد سخت كردن مقررات طلاق ، كار خوبى باشد . اما محافظهكارى اقتصادى هم مىتواند براى والدين و هم براى كودكان بهشدت مخرب باشد . مثلًا در دهه 1980 ، هنگامى كه رونالد ريگان به يك سلسله ابتكارات به سود بازار دست زد ، بخش خصوصى اجازه يافت به حريم گستردهترى از زندگى عمومى و خصوصى دست زند . تلويزيون از قيد مقررات آزاد شد ، قمار قانونى گرديد ، اتحاديههاى كارگرى به عقب رانده شد و حداقل دستمزد ثابت ماند . تمام اين اقدامات با نام آزادسازى بازار صورت مىگرفت . هر يك از اين سياستهاى محافظه كارانه كه بسيارى از آنها تا امروز نيز ادامه دارد ، به شيوههاى گوناگون قدرت والدين را در ايفاى نقش مطلوب خود در برابر
جنگ عليه والدين ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: سيلويا آن هيولت
ص١٠٩