تو حكم كنى كه معتقد باشم من بدان معتقدم و آن را دين خود در برابر خدا دانم آيا از او مىپذيرى ( بنا بر نسخه وافى كه « أتقبله » است ) و به مجرد تقليد حكم بايمان او ميكنى و همچنين در باره خدمتگزاران و خانواده خود ، پس زراره از جواب عاجز شد و دانست كه اوست كه علم بمناظره و خصومت ندارد نه امام عليه السلام ، و جهت اينكه از جواب عاجز ماند اين بود كه چطور ميتوانست به مجرد تقليد بدون فهم و بصيرت حكم بايمان آنها كند ، و يا چطور ميتوانست با اين اقرار حكم بكفر آنها كند پس واسطهاى در اين ميان ثابت شد .
8 -
مسعدة بن صدقه گويد : شنيدم حضرت صادق عليه السلام در جواب اين سؤال كه - كداميك از كفر و شرك جلوتر است ؟ - فرمود : كفر جلوتر است ، براى اينكه ابليس نخستين كسى بود كه كافر شد ، و كفر او غير از شرك بود زيرا او به پرستش غير از خدا دعوت نكرد ، و همانا پس از آن ( مردم را بپرستش غير خدا ) خداوند و مشرك شد .
9 -
و نيز گويد : شنيدم از آن حضرت كه در پاسخ اين سؤال كه - چگونه شد كه شما زناكار را كافر ننامى ولى تارك نماز را كافر نامى دليل بر اين چيست ؟ فرمود : چون زناكار و آنكه مانند اوست همانا اين كار را بخاطر غلبه شهوت كند ، ولى ترك نماز آن را ترك نكند جز از روى استخفاف ( و سبك شمردن ) آن و اين براى آنست كه زناكارى نيست كه نزد زنى رود جز اينكه از نزديكى با او طلب لذت كند و هدفش ( كاميابى ) و التذاذ است ، ولى هر كه نماز را ترك كند و قصد آن كند هدفش در ترك آن لذت نيست ، و چون لذتى نيست ( پس براى ) استخفاف ( و سبك شمردن ) است ، و هر گاه استخفاف شد كفر واقع شود .
گويد : و نيز از آن حضرت پرسش شد و بوى عرض شد : چه فرق است : ميان كسى كه بزنى نگاه كند پس با او زنا كند يا بشرابى ( برسد ) و آن را بنوشد و ميان كسى كه نماز را ترك كند كه زناكننده و شراب خوار استخفافكننده نباشند چنانچه تارك نماز استخفافكننده است ؟ و دليل در اين باره چيست ؟ و بچه