تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
علت بين آن دو جدا شود ؟ فرمود : دليل و حجت اينست كه هر چيزى كه تو خود را وارد در آن كنى داعى و غلبهء شهوت ترا بر آن وانداشته چنانچه در زنا شراب و خوارى ( كه غلبهء شهوت سبب ارتكاب آنها است ) و تو خودت داعى خويشتن بر ترك نماز شدى و گر نه در اينجا شهوتى نيست ، بلكه عين استخفاف و بىاعتنائى است و همين است فرق ميانهء آن دو .

شرح

- مجلسى عليه الرحمه گويد : ظاهر از كفر در اينجا ارتكاب چيزى است كه كم اعتنائى بدين و سستى يقين را مىرساند زيرا داعى قوى بر مخالفت امر پروردگار ندارد ، و همين موجب عذاب عظيم و كيفر طولانى است ، و اين آن كفر نيست كه سبب خلود در آتش با كفار باشد و شفاعت شافعين هم سودشان ندهد ، و در دنيا نيز احكام كفار مانند نجاست و ممنوع بودن از نكاح وارث بر آنها جارى گردد . و حمل آن بر مورد استحلال و انكار ( نماز ) هم بعيد است ، زيرا زنا كار هم در صورت استحلال كافر است ، پس اين يكى از معانى كفر و درجه‌اى از درجات آن است چنانچه ايمان درجات دارد .

10 -

امام صادق عليه السلام فرمود : هر كه در خدا و رسولش شك كند كافر است .

توضيح

- مجلسى ( ره ) گويد : اين حديث دلالت كند بر اينكه شك در اصول دين نيز موجب كفر است چنانچه گذشت و پس از اين نيز ان شاء اللَّه بيايد ، و گويا حديث محمول است بر شك پس از اتمام حجت ، و مقصود از كفر چيزى است كه در برابر ايمانست پس مستضعفين را نيز شامل گردد ، و كفر به اين معنى مستلزم خلود در آتش نباشد .

11 -

منصور بن حازم گويد : به حضرت صادق عليه السلام عرضكردم : كسى كه شك در باره رسول ( ص ) دارد ( حكمش چيست ) ؟ فرمود : كافر است ، عرضكردم : كسى كه شك در كفر شاك دارد او هم كافر است ؟ حضرت از پاسخ ( به اين سؤال ) خوددارى كرد و من تا سه بار تكرار كردم ديدم آثار خشم در چهره‌اش ظاهر گرديد ( من هم ساكت شدم ) .

شرح

- فيض ( ره ) گويد : اينكه حضرت پاسخش را نداده و از او در خشم شده براى اينست كه چنين پرسشى مورد نداشت ، و واضح است كه اين شك موجب كفر نيست و گر نه خود پرسش‌كننده نيز در باره كفر