او شك داشته و اطلاعى نداشته و لذا پرسش نموده است .
12 -
عبيد بن زراره گويد : از حضرت صادق عليه السلام از تفسير گفتار خداى عز و جل پرسيدم كه فرمايد : « و آنكه كفر ورزد بايمان همانا كردارش تباه شده است » ( سوره مائده آيه 5 ) فرمود : مقصود آن كسى است كه كردارى كه به آن اقرار و اعتراف كرده ترك كند ، عرضكردم : مرتبه ترك آن عمل چيست ؟
همهء آن را وانهد ؟ فرمود از آنست كسى كه عمدا نماز را ترك كند بدون اينكه مست باشد و يا علتى داشته باشد ،
شرح
- مجلسى ( ره ) گويد : « فما موضع ترك العمل » دو احتمال دارد : اول - اينكه مقصود استعلام از اين باشد كه مراد ترك تمام اعمال است يا برخى از آنها هم داراى اين حكم است ، امام عليه السّلام پاسخ داده است : كه مراد دومى است و ترك برخى هم ( مانند ترك نماز ) موجب كفر است - دوم - اينكه غرض استعلام از اين بوده است كه هر عملى تركش چنين است يا برخى از آنها تركش موجب كفر است ؟ حضرت در پاسخ اشاره فرمود كه برخى چنين است نه هر عملى ، و در هر دو صورت كلمه « ما » استفهاميه است و در جمله « حتى يدعه أجمع » نيز استفهام مقدر است .
13 -
ابو مسروق گويد : حضرت عليه السلام از من در بارهء اهل بصره پرسيد و فرمود : بر چه ( مذهبى ) هستند ؟ عرضكردم : مرجئه ، و قدريه ، و حروريه ، فرمود : خدا لعنت كند اين ملتهاى كافر مشرك را كه به هيچ وجه خدا پرست نيستند .
شرح
- مرجئه آنهايند كه گمان كنند ايمان فقط همان علم به آنچه پيغمبر آورده است مىباشد ، و هيچ گناهى با وجود ايمان زيان نرساند چنانچه هيچ طاعتى با كفر سود ندهد .
و قدريه در اخبار بهر دو دستهء جبرى و تفويضى اطلاق شده و هر دو دسته از مذهب حق بدورند ، و مذهب حق همانست كه ائمه دين عليهم السلام فرمودند : كه « لا جبر و لا تفويض بل امر بين امرين » .
و حروريه دستهاى از خوارجند كه به حروراء ( كه محلى است نزديك كوفه ) منسوبند .
14 -
فضيل گويد : وارد شدم بر حضرت باقر عليه السّلام و نزدش مردى بود ، پس چون من نشستم آن