همانا براى خداى تبارك و تعالى بر اين هم حقى است مانند حقى كه بدان دارد .
مجلسى ( ره ) گويد
: « ممكن است آن حضرت دست چپ را با دست راست بلند كرده بوده و ممكن است بدون دست راست بوده مانند نماز وتر ، و گويا سائل نادان پيش خود فكر كرده كه دست راست اشرف است ولى بىخبر بوده از اينكه همهء بدن را از عذاب سهمى است ، كه بايد از آن پناه جست ، و براى هر كدام از اعضاء بدن بسوى پروردگار در هستى و بقاء و پرورش نيازى است ، بلكه چپ در اينجا مناسبتر است ، زيرا فرشتهء نويسندهء گناهان در سمت چپ است و گناهان از جانب چپ نفس كه ميل بشهوت و لذت و اعمال پست دنيائى است بيايد . و جواب آن حضرت به آن مرد پس از نماز بوده ، و محتمل است كه مقصود آن حضرت كه فرمايد : « در نماز دعا ميكردم » يعنى در تعقيب نماز بودم و آن را تأييد كند آنچه بيايد در باب دعاى بعد از نمازها ( در دعائى ) كه دست راست را بريش بگيرد و دست چپ را بسوى آسمان بلند كند » برگرديم بدنبالهء حديث ( 4 ) :
و فرمود : رغبت اينست كه : هر دو دست را بگشائى و درون آنها را آشكار كنى ، و رهبت اينست كه :
دو دست را بگشائى و پشت آن دو را ظاهر سازى ، و تضرع آنست كه : انگشت سبابهء راست را براست و چپ بجنبانى ، و تبتل : جنبانيدن انگشت ( سبابهء ) چپ است كه آن را به آرامى بسوى آسمان بالا برى و پائين آورى ، و ابتهال آنست كه : هم دستها و هم دو ذراع را بسوى آسمان بگشائى ، و ابتهال در وقتى است كه ببينى و سائل گريه فراهم شده است .
توضيح
- مجلسى ( ره ) گويد : اين خبر چون تفسيرى بر اخبار گذشته است .
5 -
ابو بصير گويد : از حضرت صادق عليه السلام از دعا كردن و بلند كردن دستها پرسيدم فرمود : بر چهار گونه است : اما براى پناه بردن به خدا ( از شر دشمنان ) درون دستهاى خود را به طرف قبله كنى ، و اما در دعاى براى روزى دستهاى خود را باز كنى و درون آن دو را بسوى آسمان بدارى ، و اما تبتل پس آن اشاره كردن با انگشت سبابه است ، و اما ابتهال : بلند كردن دستها است بطورى كه از سرت بگذرد ، و دعاى تضرع