مرده است شبيه سازد زيرا چنين كسى در آن حال دستها را به اين سو و آن سو كند .
و در حال تبتل كه انگشتان را گاهى بالا برد و گاهى پائين آورد مقصود اين است كه گويا به زبان حال به برآورندهء حاجات و آمال عرض كند : من از همه بريدم و بدرگاه تو رو آوردم و با يك انگشت اشاره كند كه نشانهء يگانگى خداوند است .
و مقصود از كشيدن دستها بسوى قبله در برابر رو در حال ابتهال ، يا كشيدن دو دست و دو ذراع بسوى آسمان ، يا كشيدن دستها و گذراندن از سر ، بحسب اختلافاتى كه در روايات بود ، آن است كه اين يكنوع از انواع عبادتها و اظهار كوچكى و خوارى است ، يا مانند غريقى است كه دستهاى لخت خود را از آب برآورده و بدامن رحمتش آويزان در آويخته .
باب گريه
1 -
حضرت صادق عليه السلام فرمود : هيچ چيزى نيست جز اينكه پيمانه و وزنى دارد جز گريه كه يك قطرهاش درياهائى از آتش را خاموش سازد ، و چون چشم باشك خود پر شود ( و اشك در آن حلقه بزند ) آن چهره پريشانى و خوارى نبيند ، و چون اشك بريزد خدا آن را بر آتش دوزخ حرام كند ، و اگر هر آينه در ميان يك امت يك نفر گريان باشد همه آنها مورد ترحم قرار گيرند .
2 -
و نيز آن حضرت عليه السّلام فرمود : هيچ چشمى نيست جز اينكه روز قيامت گريان است مگر چشمى كه از ترس خدا گريسته باشد ، و هيچ چشمى نيست كه از ترس خداى عز و جل باشك خود پر شود جز اينكه خداى عز و جل همهء آن بدن را به آتش دوزخ حرام گرداند ، و آن اشك بر گونهاى روان نگردد كه گرد پريشانى و خوارى ببيند ، و هيچ چيزى نيست جز اينكه پيمانه و وزنى دارد مگر اشك كه همانا خداى عز و جل باندكى از آن درياهائى از آتش را خاموش كند ، پس اگر بندهاى در ميان يك امتى بگريد خداى عز و جل