و كسانى كه عقلشان چون كودكان است از مردان و زنان .
3 -
و نيز زراره گويد : از حضرت باقر عليه السلام از مستضعف پرسيدم ؟ فرمود او كسى است كه حيلهاى كه بوسيلهء آن كفر را از خود دور كند نتواند و چارهاى ندارد كه بدان به راه ايمان رود ، نتواند كه مؤمن شود ، و نه كافر گردد ، فرمود : و ( آنها ) كودكانند و هر كه از مردان و زنان كه عقلشان چون عقل كودكان است .
4 -
سفيان بن سمط بجلى گويد : به حضرت صادق عرضكردم : چه گوئى در بارهء مستضعفان ؟ حضرت مانند شخص هراسناكى به من فرمود : مگر شما مستضعفى گذارديد ؟ كجايند مستضعفان ؟ به خدا سوگند عقيدهء شما را دوشيزگان پشت پرده بهم رساندهاند ، و زنان آبكش و سقا در راه مدينه ( در بارهء مذهب شما ) گفتگو كنند .
شرح
- مجلسى ( ره ) گويد : گويا اين اضطراب و فزع حضرت بخاطر خشم و انكارى بوده كه بر فاشكنندگان اسرار اهل بيت از شيعه داشته ، زيرا آنان بسبب ترك تقيه مذهب اهل بيت را بر ملا كردند تا آنجا كه دوشيزهگان پشت پرده با اينكه از خانه بدر نروند و زنان سقائى كه كارشان تفتيش مذهب نيست و در جستجوى آن نبودند از اسرار مذهب شيعه آگاه شدند ، و اين فاش كردن اسرار موجب زيان بر ائمه و شيعيان آنها ميشد و براى هدايت مردمان هم سودى نداشت ، و اين فاش كردن اسرار موجب زيان بر ائمه و شيعيان آنها ميشد و براى هدايت مردمان هم سودى نداشت ، و سبب ميشد كه مستضعفان ناصبى گردند و معذور نباشند . و بدان كه مستضعف نزد بيشتر اصحاب ما كسى است كه امام را نشناسد و منكر او هم نباشد و ولايت شخص معينى را هم نداشته باشد چنانچه شهيد در ذكرى فرموده ، و از شيخ مفيد در كتاب غريه نقل كند كه فرموده :
آن كس است كه ولايت را شناخته ولى در برائت توقف كند . ( و باصطلاح تولى دارد ولى تبرى ندارد ) ، و ابن ادريس گفته است : آن كسى است كه اختلاف مذاهب را نداند و با اهل حق هم دشمن نيست ، سپس مجلسى ( ره ) گويد : و اين موافقتر با اخبار است .