كردند آن دو زن » چه نظر دارى ؟ ( آيا خداوند ) مقصودى جز فاحشه ( يعنى زنا ) ندارد ؟ ( اين طور نيست بلكه مقصود از خيانت شرك و كفر باطنى است و آن دو پيغمبر ، آنها را بزنى گرفته بودند ) و رسول خدا ( ص ) بفلانى ( يعنى عثمان ) زن داد ( در صورتى كه مطلب در اينجا به عكس آنچه تو در بارهء خود رسول خدا و زنانش گوئى بوده ) ؟ گويد : عرضكردم : خداوند كار شما را به نيك گرداند - ( بالاخره ) چه دستورى به من فرمائى ؟
آيا بروم و بدستور شما ( از اينها ) زن بگيرم ؟ به من فرمود : اگر اين كار را ميكنى به تو سفارش كنم كه از زنهاى بىتميز و ساده بگيرى ، عرضكردم : زنهاى بىتميز و ساده كيانند ؟ فرمود : پردهنشينان پارسا .
عرضكردم : آنكه بر كيش سالم بن أبى حفصه است ؟ فرمود : نه ؛ عرضكردم : آنكه بر كيش ربيعة الرأى است ؟
فرمود : نه .
( مترجم گويد
: سالم بن أبى حفصه از رؤساى زيديه است و در روايات حضرت صادق عليه السّلام او را لعن و تكذيب و تكفير كرده ، و ربيعه فقيه اهل مدينه بوده و چون برأى خود فتوى ميداده او را ربيعة الرأى ناميدهاند ) .
( سپس فرمود : ) ولى تزويج كن دختران جوانى كه در تحت سرپرستى پدرانشان هستند و اظهار كفرى نكنند و اطلاعى هم از آنچه شما دانيد ( و اعتقاد شما بامامت ما ) ندارند ، عرضكردم : جز اينست كه آن دختر هم يا مؤمن است و يا كافر ؟ فرمود : او نماز ميخواند و روزه ميگيرد و از خدا ميترسد ولى عقيدهء شما را نميداند ؟ عرضكردم : بتحقيق خداى عز و جل فرموده است : « او است آنكه شما را آفريد پس برخى از شما كافر است و برخى مؤمن » ( سورهء تغابن آيهء 2 - مقصود زرارة اين است كه مردم از اين دو دسته خارج نيستند ) نه به خدا سوگند كسى از مردم نيست كه نه مؤمن باشد و نه كافر ( و واسطهاى در بين نيست ؟ ) گويد : حضرت باقر عليه السّلام فرمود : اى زراره گفتار خداوند از گفتهء تو راستتر است ، آيا ديدهاى گفتار خداى عز و جل را كه فرمايد : ( سورهء توبه آيه 102 ) « در آميختند كردار نيك را با كردار بد اميد است كه خداوند توبه آنها را بپذيرد » ( زراره گويد ) : همين كه فرمود : « عسى » : اميد است كه » من عرض كردم : آنها هم نيستند جز مؤمن و يا كافر ( يعنى زراره صبر نكرد تا امام عليه السّلام آيه را تمام كند و عقيده خود