فرمود : سبحان اللَّه : اين گفتار خوارج است ، سپس فرمود : اگر بخواهيد آگاهتان كنم ؟ من عرضكردم : نه ، پس فرمود : همانا براى شما بد است كه چيزى را تا از ما نشنيدهايد بگوئيد ، گويد : من فهميدم كه حضرت ما را بگفتار محمد بن مسلم واميدارد .
شرح
- مجلسى ( ره ) گويد : عقيده صاحب بريد اين بوده كه هر كه امر امامت را نشناسد چه حجت بر او قائم شود و چه نشود ، و چه انكار هم بكند يا نكند كافر است ، ولى عقيدهء محمد بن مسلم اين بوده كه در صورتى كافر است كه انكار كند ، و اگر انكار نكند كافر نيست ، و اين همان واسطه بين ايمان و كفر است كه مستضعف و گمراه ناميده شود ، و گويا مقصود از كافر در اينجا كسى است كه احكام كفر مانند نجاست و عدم جواز مباشرت و نكاح و غير آن بر او بار باشد چنانچه برخى از اصحاب گفتهاند و گر نه در استحقاق عقوبت و خلود برخى از آنان در آتش خلافى نيست .
و اين كه حضرت فرمود : « اين گفتار خوارج است » زيرا آنها گويند : هر كه گناه كبيره كند و اصرار بر صغيره كند كافر است و از اسلام بيرون رود و سزاوار كشتن است ، و از اين رو بكفر امير المؤمنين عليه السّلام در قصهء حكميت حكم كنند ، با اينكه خود آنها حضرت را بر قبول حكميت واداشتند ، و او را مجبور بر قبول حكم آن مرد احمق و جائر و دشمن امير المؤمنين عليه السّلام كردند ، و با اينكه آن بزرگوار بطور مطلق به حكم آنان رضا نداد ، بلكه در صورتى كه بر طبق كتاب و سنت حكم كنند رضايت داد ، و آن دو ملعون بر خلاف كتاب و سنت حكم كردند و آنچه آن حضرت عليه السّلام انجام داد معصيت نبود و تفصيل اين مطلب را در كتاب كبيرمان گفتهايم . و فيض ( ره ) گويد : اين كه راوى حاضر نشد كه حضرت صادق عليه السّلام به حق آگاهشان كند براى اين بود كه دانست كه حضرت بر خلاف عقيدهء او بگويد ، و آنگاه نزد آن دو نفر كه طرف نزاعش بودند رسوا شود از اين رو حاضر نشد و شايد پيش خود مطلب را قبول كرده بود و از حرف سابقش برگشته است .
2 -
زراره گويد : به حضرت باقر عليه السّلام عرضكردم : چه فرمائى در بارهء زناشوئى با اين مردم ( كه قائل بامامت شما نيستند يعنى سنيها ) زيرا من به اين سن كه مىبينيد رسيدهام و هنوز زن نگرفتهام ؟
فرمود : چه چيز جلوگيريت كرده از ازدواج ؟ عرضكردم : چيزى جلوگيريم نكرده جز اين كه ميترسم