غير اينها از اسباب بزرگ منشى كه در شماره نيايد » .
( و بهر صورت امير المؤمنين عليه السّلام دنبالهء حديث فرمود : و غلو بر چهار شعبه است : بر تعمق در رأي ( و دقت بسيار نمودن ) . تنازع در رأى . كجى ( و اغراق از حق ) . شقاق ( و دشمنى كردن با حق پرستان ) ، پس هر كه بسيار دقت ( و خرده بينى ) كند به حق نگرايد ، و جز غرق شدن در امواج خروشان ( شبهات و اباطيل ) نيفزايد ، فتنه از او دور نشود ( و گرهى از عقدهاى اعتقادى او باز نشود ) جز اينكه فتنهء ديگرى ( و مشكل تازهاى ) گريبانگيرش شود و پردهء دينش ( با قيچى فتنه ) به درد ، پس در كار درهم و برهمى فرو افتد ( و حق و باطل بر او مختلط گردد ) . و هر كه در رأى نزاع و ستيزه كند بحماقت ( يا بسستى و بزدلى ) شهره گردد ( و اين ) بخاطر لجبازى دنباله دار ( او است ) . و هر كه كج دل شد خوبى در نزد او زشت گردد ، و بدى در نظر او زيبا گردد . و هر كه شقاق كند ( و با حق پرستان دشمنى و نزاع كند ) راههاى زندگى بر او تيره و تاريك گردد ، و كار بر او دشوار شود ، و بتنگنائى دچار گردد كه راه خلاصى از آن بسته شود ، زيرا از راه مؤمنين پيروى نكرده است .
و شك داراى چهار شعبه است : مريه ( يعنى ترديد . شك و جدل ) ، هوى ، تردد ، استسلام ( يعنى تن دادن و گردن نهادن ) و اينست گفتار خداى عز و جل : « پس بكدام نعمتهاى پروردگارت ستيزهجوئى » ( سورهء نجم آيهء 55 ) .
و در روايت ديگر است ( كه فرمود : شك ) : بر مريه است ، و هراس از حق ، و تردد ، و استسلام در برابر نادانى و اهل آن . پس هر كه از آنچه در پيش او است ( از حق و رغبت بسوى آخرت ) بهراسد به پشت سر ( يعنى بسوى باطل و دنيا ) برگردد ، و هر كه در دين ستيزه كند در شك بچرخد ، و همرديفان او از مؤمنين از وى پيشى گرفته ( چون شك ندارند ) و بازماندگان ( در ايمان كه پس از او بودند ) او را دريابند ، و لگد مال
الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٠٦