و طمع بر چهار شعبه است : شادى و شادكامى و تبختر ، و سرسختى ، و فزونطلبى ، پس شادى نزد خداوند خوش نيست ( و بد است ) و شادكامى و تبختر خود پسندى است ، و سر سختى بلائى است كه اگر كسى دچار شد او را بكشيدن بار گناهان وادار ميسازد ، و فزونطلبى ( و برترىجوئى ) بازى و سرگرمى و ( موجب ) باز داشتن دل ( از ياد خداى تعالى ) است و پذيرفتن چيزيست ( يعنى دنيا و سرگرميهاى آن ) بجاى آنچه بهتر است ( يعنى آخرت و نعمتهاى آن ) مىباشد .
پس اين بود نفاق و ستونها و شعبههاى آن ، و خداوند بر تمام بندگان خود غالب است ، نامش بلند و ذاتش و الا است ، و زيبا و نيكو ساخته است خلقت هر چيز را ، دو دست جودش گشاده است ، و رحمتش همه چيز را فرا گرفته ، امر او عيان و نورش تابان است ، بركتش بسيار و حكمتش نورانى است ، كتابش پا برجا و حجتش پيروز و هويدا است ، دينش پاك ، و سلطنتش محكم و پيروز است ، سخنش حق ، و موازينش عادلانه و رسولانش رساننده بودند . بدكردارى را گناه دانسته ، و گناه را فتنه ، فتنه را چركى شرده ، و كار نيك را بازگشت دانسته ، و بازگشت را توبه ، و توبه را پاك كنده قرار داده ، پس هر كه توبه كند به راه راست هدايت يافته ، و هر كه گرفتار فتنه شود گمراه شده تا مادامى كه به خدا بازگشت نكند و بگناهش اعتراف ننمايد ، بر خدا دليرى نكند مگر هلاكشونده . از خدا بترسيد ، از خدا بترسيد ! كه چه اندازه باب توبه و رحمت و بشارت و بردبارى بزرگ در درگاهش و وسيع است ، و چه اندازه سخت است آن شكنجهها و دوزخ و سختگيرى او ، پس هر كه باطاعتش دست يابد كرامتش را به خود جلب كند ، و هر كه در نافرمانيش در آيد ناگوارى و سختى پاداش كيفر او را چشد و به زودى زود روز پشيمانيش فرا رسد .
توضيح - و شرح
: مواردى از اين بحث شريف محتاج بشرح و توضيح است كه قسمتى از آنها در ضمن ترجمه ما بين پرانتز ذكر شد ، و پارهاى از آن موكول بپايان حديث گرديد ، يكى در جمله :
« فبئس الامر بين ادبار و فجور . . . اه »
كه آنچه ترجمه شد بنا بر شرحى است كه مجلسى عليه الرحمه فرموده است .