كند ، و با اينكه مطلب نزد او ثابت شده ، و خداى عز و جل در اين باره فرموده است : « و انكار كردند آنها را در حالى كه يقين بدانها داشت دلهاى ايشان ، از روى ستمگرى و سركشى » ( سورهء نمل آيهء 14 ) و نيز خداى عز و جل فرموده است : « و بودند ( يهود مدينه ) كه از پيش ( از آمدن پيغمبر ( ص ) پيروزى مىجستند بر آنان كه كفر ورزيدند ، و چون آمد ايشان را آنچه شناخته بودند ، بدان كافر شدند ، پس لعنت خدا بر كافرين باد » ( سورهء بقره آيهء 89 ) اين بود تفسير دو وجه ( كفر ) جحود و انكار .
و وجه سوم - از وجوه كفر
: كفر بنعمت ( يعنى كفران نعمت ) است و اينست گفتار خداى تعالى كه از سليمان حكايت كند كه ( فرمود ) : « اين از فضل پروردگارم باشد تا مرا بيازمايد كه آيا شكر ميكنم يا كفران ورزم ، و آنكه شكر كند جز اين نيست كه براى خويشتن سپاسگزارد ، و آنكه كفران كند همانا پروردگار من بىنياز و گرامى است » ( سورهء نمل آيهء 40 ) و نيز فرمايد : « اگر شكرگزاريد بيفزايم شما را و اگر كفر ورزيد همانا عذاب من سخت است » ( سورهء ابراهيم آيه 7 ) و نيز فرمايد : « پس ياد كنيد مرا تا ياد كنم شما را و مرا شكر كنيد و كفر نورزيد » ( سورهء بقره آيه 152 ) .
و وجه چهارم - از وجوه كفر
: ترك آن چيز است كه خداى عز و جل بدان فرمان داده ، و اينست گفتار خداى عز و جل « و هنگامى كه گرفتيم پيمان شما را كه نريزيد خونهاى خود را و بيرون نكنيد همديگر را از ديار خويش پس اقرار كرديد و شما بر آن گواه بوديد ، سپس اينكه شمائيد كه ميكشيد همديگر را و بيرون ميكنيد گروهى را از خانههاشان پشتيبانى جوئيد بر ايشان بگناه و ستم و اگر با سيرى آنها را نزد شما آورند فديه از ايشان دهيد در حالى كه حرام است بر شما بيرون راندن ايشان آيا ايمان آوريد ببعضى از كتاب ( تورات ) و كافر شويد ببعضى از آن ؟ چيست كيفر آنكه از شما اين كار را بكند ؟ » ( سورهء بقره آيه