تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 922

مساهمون:

ص٩٢٢
( 1 ) بكشند ، آفتاب بگيرد ، شبانه ماه بگيرد ، و سه شبانه روز جهان تاريك باشد . و اگر نه آن بودى كه جماعتى از فرزندان محمّد ( ص ) و قومى از دوستداران او و دوستداران مادر و پدر او باقى بودى كه طلب خون او كردى و كينهء او بازخواستى ، خداى تعالى جماعت كشندگان او [ را ] از آسمان آتش بارانيدى . پس ، كعب گفت : بدانيد كه هر چيز كه در عالم بوده است و خواهد بود از صلاح و فساد ، خير و شرّ ، نفع و ضرر خداى تعالى جمله با موسى عمران ( ع ) باز گفته ، چنان كه عالميان را از مرد و زن چنان كه بوده‌اند و خواهند بود به اختلاف صور و سير خداى تعالى جمله به نظر آدم ( ع ) گذرانيده و آدم ( ع ) جمله فرزندان خود را بر آن شكل و صورت و هيئت و خلقت كه داشتند ، بديده است خاصّه امّت محمّد ( ص ) ، و شناخته كه امّت او بهترين امتانند و مناجات كرده كه بار خدايا ، از ميان چندين هزار امّت ، امّت محمّد ( ص ) بهتر مىبينم ، سبب آن چيست ؟ از حضرت ربّانى به آدم ( ع ) وحى آمد : اى آدم ، حكم و تقدير من در حقّ بندگان بر اين جمله است كه فرزندان تو در دنيا با يك ديگر خلاف كنند و در زمين فساد ظاهر گردانند همچون فساد قابيل در حقّ هابيل ، و ايشان فرزندان حبيب من محمّد مصطفى ( ص ) را به ظلم و عدوان بكشند . پس ، بارى سبحانه حالت كشتن حسين ( ع ) و كشندگان او را به دست امّت جدّ او بر چشم آدم ( ع ) مكشوف گردانيد تا آدم ( ع ) آن حالت بديد و هيئت آن جماعت سياه روى را مطالعه كرد و گفت : يا ربّ ، كينهء فرزند اين پيغمبر بزرگوار از اين قوم بد كردار بستان . هبيرة بن بريم [ 134 ] مىگويد كه من از پدر خويش بريم شنيدم كه مىگفت [ 381 ب ] من سلمان فارسى را ديدم و اين اخبار كه كعب الاحبار روايت كرد با او بگفتم سلمان گفت : كعب راست گفته است و من زيادت از اين چيزها شنيده‌ام و آن اين است كه هر چيز كه در زمين مخلوق است بر كشتن حسين ( ع ) بگريد تا نباتات زمين و درنده و چرنده و ستارهء آسمان كه روز واقعهء حسين ( ع ) روى بر زمين نهند و گويند إلهنا و سيّدنا ، تو حكيم و عليمى . مىبينى كه با فرزند پيغمبر تو چه مىرود ؟ هنوز سر از زمين برنگرفته
هامش
[ ( 134 ) ] ل : ببيرت بن بريم .