تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 924

مساهمون:

ص٩٢٤
( 1 ) در آن ساعت پيش او حاضر بودند . پس ، دست راست بر سر حسن ( ع ) نهاد و دست چپ بر سر حسين ( ع ) نهاد و سر برآورد و در آسمان نگريست و گفت : اى بار خداى ، منم محمّد بندهء تو و رسول تو ، و اينها هر دو فرزندان من و اصل و نسب منند . من ايشان را ميان امّت مىگذارم و جبرئيل آمد و مرا خبر داد كه اين فرزندان تو را بخواهند كشت بىجرم و بىخطا . بار خدايا ، در آن وقت بركات خويشتن بر ايشان فرست و ايشان را از جملهء سروران شهدا گردان و بركات از عمر كشندگان ايشان برگير و كشندگان او را مخذول گردان . چون رسول ( ص ) بر اين منوال كلمات بگفت ، مردمان كه حاضر بودند بگريستند چنان كه آواز گريستن ايشان بلند شد . رسول ( ص ) فرمود : اى امّت من ، امروز بر اين سخن مىگرييد و فردا كه روز واقعهء او باشد ، او را مدد و معونت نكنيد . پس ، گفت : بار خدايا ، تو او را يار و معين باش كه تو بر همه چيز توانا و قادرى . و صلّى اللّه على خير خلقه محمّد و آله الأجمعين برحمتك يا أرحم الرّاحمين .