تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 923

مساهمون:

ص٩٢٣
( 1 ) باشند كه فريشته‌اى ميان آسمان و زمين منادى كند كه ؛ اى روحانيان ، سرها از زمين برداريد كه به حقّ ربّ العزّة وفا كرديد . اى بريم ، بدان كه در تحت حساب نيايد كه روز واقعهء حسين ( ع ) چند چشم نابينا از گريستن نابينا شود و چند مردم عاقل در اين حيرت بىخبر و بيهوش گردند . بدان خداى كه جان سلمان در قبضهء ارادت اوست كه اگر سلمان آن روزگار دريابد و زنده باشد ، پيش حسين ( ع ) تيغ مىزند و با دشمنان و مخالفان او جنگ مىكند تا سلمان را پاره پاره كنند و در پيش حسين ( ع ) اندازند كه هر كس آن روز در پيش حسين ( ع ) كشته شود ، او را ثواب هفتاد شهيد باشد ، شهيدان بدر و احد و حنين و خيبر . پس ، گفت : اى بريم ، تو نمىدانى كه حسين ( ع ) كيست . حسين ( ع ) سرور و مهتر و بهتر جوانان اهل بهشت است و رسول ( ص ) در حقّ او چنين فرموده ؛ حسين ( ع ) آن كس است كه فريشتگان از كشتن او بترسند و بنالند . اى بريم ، اگر تو آن روز را كه دشمنان حسين ( ع ) با او جنگ كنند ، دريابى جهد كن كه در پيش او كشته شوى و اگر كشته نشوى ، جهد كن كه خاك او را زيارت كنى و يقين مىدان كه سر تربت او از فريشتگان خالى نباشد . اى بريم ، هر كس بر سر گور حسين ( ع ) دو ركعت نماز بگزارد ، خداى تعالى او را ثواب هفتاد شهيد روزى كند كه در راه خداى تعالى جان فدا كرده باشند . امّا ، چنين گويند كه سلمان فارسى آن روزگار را درك نكرد و در مداين او را وفات رسيد در آخر عهد خلافت امير المؤمنين عمر ( رضى ) ، و بريم هم آن روز را نديد و پيش از واقعهء حسين بن على ( رضى ) او را وفات رسيد . و ديگر چنين روايت كنند كه چون از عمر حسين ( ع ) چند سالى بگذشت ، رسول ( ص ) را اتّفاق سفرى افتاد . رسول ( ص ) در منزلى بايستاد و بگريست و گفت : إنّا للّه و إنّا إليه راجعون . سبب را از رسول ( ص ) پرسيدند ، گفت : در اين ساعت جبرئيل به نزديك من آمد و مرا از زمين كربلا و كنار آب فرات خبر داد كه فرزند تو حسين ( ع ) را در آن زمين بخواهند كشت [ 382 الف ] من از او پرسيدم كه كدام كس او را بخواهد كشت ؟ گفت ، بدترين كس از امّتان تو باشد كه با وى نفاق كند و به خوارى و زارى بكشد او را و اين سبب گريستن من است . پس ، رسول ( ص ) دلتنگ و مغموم از آن سفر بازگشت و به مدينه شد و خطبه‌اى بگفت و پندها داد . چون از خطبه فارغ شد از منبر فرود آمد و حسن ( ع ) و حسين ( ع )
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 923 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى