تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦
( 1 ) - رحمة اللّه عليه . پس ، برادر او عبد اللّه بيرون آمد و رجزى بگفت و بر آن قوم حمله‌ها كرد و جنگهاى مردانه نمود ، عاقبت او را شهيد كردند . پس از آن عبد اللّه بن حسن بن على سلاح در پوشيد و برنشست . او جوانى صاحب جمال و در حسن و ملاحت بىنظير بود ، روى بدان قوم آورده ، نام خويش بگفت و شعرى برخواند و ساعتى با ايشان جنگ كرد . [ 110 ] آن جماعت ظالم از خدا نترسيدند و چنان جوانى را به درجهء شهادت رسانيدند - رحمة اللّه عليه . امير المؤمنين چون او را كشته ديد ، عظيم ناخوشدل شد و بگريست و بر وفات او تأسّفها خورد و آواز داد : اى عزيزان و اى اهل بيت من ، بر اين واقعه كه ما را افتاده است و بر اين محنت و بليّت كه پيش آمده ، صبر كنيد و خوشدل باشيد كه بعد از اين رنج همه راحت خواهد بود و بعد از اين مذلّت همه عزّت . [ 374 الف ] اوّل برادرى كه از برادران امير المؤمنين حسين ( ع ) به جنگ آن قوم شوم بيرون آمد ، أبو بكر بن على بود . نام او عبد اللّه ، مادر او ليلى ، بنت مسعود بن خالد ، به ميدان آمده رجزى بگفت و بر آن قوم ظالم حمله برد و چند نفر را به دار البوار فرستاد . در اثناى اين گير و دار زجر بن بدر النخعىّ از اصحاب عمر بر او حمله كرد . أبو بكر ساعتى با او مكاوحت نمود . عاقبت به دست آن ملعون شهيد شد - رحمة اللّه عليه . پس از آن برادر ديگر او عمر بن على ساختهء جنگ شده در ميدان آمد . زجر را كه برادر او كشته بود به مبارزت خواند . زجر بر او حمله كرد ، عمر بن على او را فرصت نداده به يك زخم شمشير سر او بينداخت ، پس ، جولانى نمود و مبارز خواست ، يك يك مبارز كه به ميدان او مىآمد مىكشت و مىانداخت تا چند مبارز را بكشت و عاقبة الأمر شهيد شد - رحمة اللّه عليه . پس ، برادر ديگر امير المؤمنين حسين ( ع ) عثمان بن على كه مادر او امّ البنين دختر جزام بن خالد العامرىّ [ بود ] بيرون آمد و بر آن قوم حمله كرده با ايشان مىكوشيد . از آن طايفه مىزد و مىكشت تا شهيد شد - رحمة اللّه عليه . بعد از آن برادر او جعفر بن على برادر بطنى او جنگ آغاز نهاده چند كس را از ايشان بينداخت و عاقبت شهيد شد - رحمة اللّه عليه . پس ، برادر ديگر او عبد اللّه بن على بيرون آمد و با آن قوم جنگهاى مردانه كرد تا شهيد شد - رحمة اللّه عليه . بعد از آن عبّاس بن على آمادهء قتال گشته بر اهل بغى حمله كرده مراسم جدّ و جهد به جاى آورد و جمعى از شجعان لشكر عمر را
هامش
[ ( 110 ) ] ل : « او جوانى . . . جنگ كرد » حذف شده است .