تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 902

مساهمون:

ص٩٠٢
( 1 ) پيادگان از شبث بن ربعىّ در نگذرند . علم را به موالى خود زيد سپرد . امير المؤمنين حسين ( ع ) نيز فرمود تا زهير بن قين بر دست راست باشد . حبيب بن مظاهر در جانب يسار توقّف كند و رايت را به برادر خود عبّاس تفويض فرمود . چون صفها راست شد ، برير بن خضير الهمدانىّ پيشتر رفت و گفت : اى عمر سعد ، با امير المؤمنين قتال خواهى كرد ؟ گفت : بلى ! و در اين محاربه تن بسيار بىسر خواهد شد . برير گفت : چرا نمىگذاريد كه ايشان باز گردند و به جانب مكّه يا مدينه روند ؟ آخر اى اهل كوفه ، نامه‌هايى كه به امير المؤمنين حسين ( ع ) نوشته‌ايد ، فراموش كرديد كه خداى تعالى را بر خويش گواه گرفته بوديد ؟ چندان غلوّ و مبالغه در استدعاى او چه بود [ كه ] مىنوشتيد و مىگفتيد : چون اينجا رسى ، همگان [ 372 الف ] در موافقت تو باشيم و در خدمت تو كمر بنديم ؟ چه شد آن گفته‌ها و نبشته‌ها ؟ [ 105 ] چون بر سخن شما اعتماد كرد و بدينجا آمد ، با خصم او يار شديد و شمشير كشيديد و روى به دو آورديد و بعد آب از فرزندان او باز داشتيد . آب فرات كه منفعت آن عام است و جهودان ، ترسايان ، مجوسان ، وحش ، و طير اين بيابان از آن مىخورند و شما سگان و دواب را از آن آب در برابر ايشان مىدهيد و نمىگذاريد كه اطفال و ذرّيّت پيغمبر از آن جوى آب قطره‌اى بچشند . اين چه طريق باشد ؟ فرداى قيامت به محمّد مصطفى ( ص ) جواب چه خواهيد داد و اين گناه را چه عذر خواهيد آورد ؟ ما لكم لا سقاكم اللّه يوم القيامة فبئس [ 106 ] القوم أنتم . جمعى از لشكر عمر آواز دادند : اى برير ، ما نمىدانيم كه تو چه مىگويى . برير گفت : هر چه با شما مىگويم ، ضلالت شما زياده است و بصر بصيرت من بر كار شما بيشتر . اى بار خداى ، تو را معلوم است كه من از اين قوم بيزارم . بار خدايا ، دمار از ايشان برآر و سزاى اين افعال هر چه بيشتر بديشان رسان . آن قوم دست به كمان برده و چند تير پياپى در روى برير انداختند . برير باز پس آمد . پس ، امير المؤمنين حسين ( ع ) پيشتر راند و در برابر آن قوم بايستاد و به جانب لشكر كوفه نگريست . عمر را ديد در ميان سران لشكر ايستاده . ساعتى به چشم تعجّب در ايشان نظر كرد . پس گفت : الحمد للّه كه دنيا سراى فنا و زوال است . بد و نيك او گذرنده است و محنت و نعمت ناپاينده . نيكبخت آن است كه دل در نمايش بىاصل او نبندد و به زخارف ناپايدار
هامش
[ ( 105 ) ] چ : « چه شد آن گفته‌ها و نبشته‌ها » حذف شده است . [ ( 106 ) ] نل : فيس .