( 1 ) تضاعف خراجات و استمرار معايش و ارزاق كه از كمال مكارم اخلاق و محاسن كردار [ 93 ] او پديد آمده ، مشاهده كرديد ، امروز مثال او رسيده و مرا فرموده كه در حقّ شما شفقت كنم و در مواجب و ارزاق شما صد دينار بيفزايم و به تمام برسانم و شما را به جنگ دشمن او حسين بن على ( ع ) بفرستم . بشنويد و مطيع باشيد . و السّلام .
پس ، از منبر فرود آمد و بفرمود تا لشكرها را عطا و ارزاق بدادند و فرمود تا كار ساخته كردند و روى به جنگ آورده در كربلا به عمر سعد پيوستند .
اوّل معروفى كه ساختهء جنگ حسين بن على ( ع ) شد شمر ذى الجوشن ( 654 ) بود . با چهار هزار مرد برفت و به عمر پيوست و لشكر عمر سعد نه هزار شد . پس ، يزيد بن ركاب الكلبى با دو هزار مرد به دو پيوست . بر اثرا و حصين بن نمير السّكونىّ با چهار هزار مرد روان شد . پس ، مصار بن مزينة المازنى [ 94 ] با سه هزار نفر و ديگرى با دو هزار مرد به دو پيوست . بر اثر او اميرى ديگر بر عقب يك ديگر فوج فوج به عمر پيوستند تا لشكر او بيست هزار شد .
پس عبيد اللّه كس فرستاد و شبث بن ربعىّ را پيغام داد و گفت : ساخته شو كه به جنگ حسين بن على ( ع ) مىبايد رفت . شبث ناخوشدل شد و هيچ حيله ندانست الّا تعارض . خويشتن را بيمار ساخت و جواب باز فرستاد كه فرمان امير را منقادم الّا آن است كه ضعفى دارم . لطف فرمايد و چندان [ 367 الف ] مرا معذور دارد كه آن عارضه زايل شود . چون صحّتى روى نمايد ، بر حسب اشارت امير بروم و بدان خدمت قيام نمايم . ( 655 )
عبيد اللّه رسول بفرستاد و گفت : حال تو دانستهام . خويش را بيمار مساز و از آن طايفه مباش كه خداى تعالى فرمايد :
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ
.
از رفتن به جنگ حسين ( ع ) و پيوستن به عمر سعد اگر بر جادّهء طاعت و منهج مايى ، هيچ عذر مياور و بر جناح تعجيل روان كه هيچ عذرى مقبول نيست .
چون پيغام عبيد اللّه به شبث بن ربعىّ رسيد و دانست كه بر حيلهء او واقف شده
هامش
[ ( 93 ) ] چ : اعراق .
[ ( 94 ) ] ت : مصمر بن مزينه .