تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 890

مساهمون:

ص٨٩٠
( 1 ) به سبب استدعاى اهل كوفه بوده است . اكنون كه آمدم ، عهد بشكستند و به قول خود وفا نكردند . حال كه چنين است باز مىگردم و به مكّه مىروم . سخن حسين بن على ( ع ) بر اين منوال است كه نوشتم ، عزيمت مراجعت دارد . اكنون اختيار با تو است ، تا امير را معلوم باشد - و السّلام . چون نامهء عمر بد گهر به عبيد اللّه بد سيرت [ 92 ] رسيد ، برخواند و ساعتى انديشه كرد و گفت : اكنون كه در چنگال ما افتاده ، عزيمت بازگشتن دارد و طمع دارد كه از دست ما نجات يابد . پس ، در جواب نامهء عمر سعد نوشت : اما بعد ، مضمون نامهء تو معلوم شد ، به سخن او التفات مكن و چون اين نامه به تو رسد ، بيعت يزيد بر وى عرضه كن . اگر راضى شود و اجابت كند ، فهو المراد و الّا به هر نوع كه توانى او را به نزديك من آر - و السّلام . چون اين نامه به عمر سعد رسيد و مطالعه كرد ، گفت :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ،
عاقبت اين كار خير باشد - إن شاء اللّه تعالى . و از آنچه عبيد اللّه زياد به او نوشته بود در معنى بيعت گرفتن يزيد به امير المؤمنين حسين ( ع ) هيچ چيز نگفت ؛ چه مىدانست كه از آن سخن فايده نباشد و حسين بن على ( ع ) با يزيد بيعت نخواهد كرد . [ 366 ب ] عبيد اللّه زياد چون اين نامه به سوى عمر فرستاد ، ديگر روز به مسجد جامع كوفه شده مردمان را بخواند . چون حاضر شدند ، بر منبر رفت و حمد و ثنايى بگفت و بر مصطفى ( ص ) درود فرستاد ، پس گفت : اى مردمان ، شما به كرّات و مرّات آل أبو سفيان را بيازموديد و ايشان را در سرّاء و ضرّاء و شدّت و رخاء يافتيد كه دل شما مىخواست و حال يزيد در حسن سيرت و سداد و يمن طريقت و اعتقاد و مراعات جانب رعيّت و سلوك راه انصاف و معدلت بشناختيد و انواع فتنه‌ها و اصناف بلاها و فنون شدايد كه به واسطهء بأس و سياست مصروف و مدفوع گشت و آرامش اطراف و ايمنى راهها و قلع و قمع مفسدان و قهر متمرّدان كه در عهد او اتّفاق افتاد و كثرت اموال و توفير ارتفاعات و انواع سعادات و زيادت مواجب و مشاهرات و
هامش
[ ( 92 ) ] چ : بدسير .