تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 870

مساهمون:

ص٨٧٠
( 1 ) مسلمانان كه در تو بسته‌اند ، منقطع گردد . بر جان خويش ببخشاى و در رفتن به جانب عراق تعجيل مكن . من تو را از يزيد و از جملهء بنى اميّه امان ستانم تا فارغ بال در حرم خداى تعالى به سر برى و اهل بيت و فرزندان [ تو ] در پناه امن و امان زندگانى كنند . مصلحت اين است ، زينهار كه از آن عدول ننمايى . و السّلام . چون اين نامه به امير المؤمنين حسين ( ع ) رسيد و بر مضمون آن وقوف يافت ، جواب نوشت بر اين منوال : امّا بعد ، مكتوب تو رسيد . شفقت و محبّت تو دربارهء من معلوم است الّا آن است كه من از جدّ خويش محمّد مصطفى ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : اگر تو در سوراخ جنبنده‌اى بخزى ، ايشان تو را بيرون آرند و بكشند . اى عبد اللّه ، اين قوم در كشتن من همچنان غلوّ كنند كه جهودان در روز شنبه كردند . ( 647 ) پس ، عمرو بن سعيد العاص از مدينه به دو نامه نوشت [ 63 ] بدين مضمون : امّا بعد ، به من چنان رسانيده‌اند كه تو را عزيمت عراق است . از اين عزيمت روى بگردان كه مصلحت نيست ؛ چه پسر عمّ تو مسلم بن عقيل را در اين روزها در كوفه بكشتند . بر تو مىترسم كه اين نامه بنوشتم و [ 358 الف ] برادر خويش يحيى بن سعيد را به خدمت تو فرستادم مىبايد كه در صحبت او به مدينه آيى تا به همه وجوه امن و ساكن باشى . هم اهل بيت تو را امان است و هم برّ و احسان و صله و حسن جوار - و اللّه بذلك علىّ شهيد و وكيل و راع و كفيل . و السّلام . ( 648 ) چون نامهء عمرو به امير المؤمنين حسين بن على ( ع ) رسيد ، نامه را جواب نوشت بر اين منوال : امّا بعد ، كسى كه مردمان را به عبادت خداى تعالى و سنّت محمّد مصطفى ( ص ) خواند ، هرگز با او خلاف نكنند و تو تقصيرى نكردى كه مرا
هامش
[ ( 63 ) ] ل : نامه عمرو بن سعيد و جواب امام حسين ( ع ) را ندارد .