تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
( 1 ) نويسم و از ضمير ايشان استكشاف كنم . اگر به واسطهء نامه بر سر طاعت و متابعت آيند ، فهو المراد و الّا خود بروم و ايشان را چنانچه بايد ملامت كنم و همگان را به اطاعت امير المؤمنين آرم . آن حضرت فرمود : من خود بديشان نامه‌اى نويسم و حقيقت حال معلوم گردانم . پس ، نامه‌اى نوشت بدين منوال : امّا بعد ، به من چنان رسانيدند كه از طريق اطاعت عدول نموده و نايب من عبيد اللّه بن عبّاس را گذاشته ، راه خلاف پيش گرفته‌ايد و بعد از آنكه در ربقهء طاعت و بيعت آمده‌ايد چنين عيبى و شينى به خويش راه داده‌ايد . از خداى بترسيد و به سر اطاعت و موافقت آييد و مقاصدى كه داريد به اجابت مقرون داريد تا طريق عدل و سويت ميان شما مسلوك دارم و جرم و خيانت مجرمان و گناهكاران عفو كنم و به سر گذشته نشوم . هر كس كه اين نصيحت قبول كند ، احسانى در حقّ خويش كرده باشد و هر كس كه ابا نمايد ، به و بال گفتار خويش مأخوذ گردد ؛
وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ .
و السّلام . پس ، مردى را بخواند از اهل همدان ، نام او حسين بن نوف بن عبيد ، و اين نامه را به دو داد و فرمود : برو و اين نامه را به اهل يمن برسان . حسين بن نوف نامه برگرفت و برفت و به اهل يمن رسانيده برايشان خواند و از آنجا به شهر ديگر يمن شد كه آن را جند ( 566 ) خوانند - و اهل جند نامه‌اى نوشته بودند به معاويه و اخلاص خويش را عرض داده و التماس كرده تا اميرى فرستد كه در حوادث روزگار به دو رجوع كنند و مهمّات و مصالح خويش بر رأى او عرضه دارند [ 16 ] - در اثناى اين حال حسين ، رسول امير المؤمنين ، برسيد و نامهء آن حضرت برايشان خواند [ 290 ب ] و تقرير كرد كه : چون خبر عدول شما از طريق مطاوعت و متابعت به سمع امير المؤمنين رسيد ، انديشه كرد كه يزيد بن أنس الأرحبىّ را با لشكرى انبوه به شما فرستد . بعد از آن فرمود كه در محاربت مسارعت نبايد كرد . پس ، اين نامه بنوشت و مرا نزد شما فرستاد تا بر اين انديشهء فاسد كه كرده‌ايد شما را ملامت كنم و آنچه از راه محبّت و اخوّت و دين و ديانت واجب باشد از نصيحت و شفقت به جاى آرم . از خداى بترسيد و ترك فتنه بگوييد و گرد
هامش
[ ( 16 ) ] ت . م : « و اهل جند . . . عرضه دارد » حذف شده است
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 718 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى