( 1 ) چشيد . از خداى بترس اى معاويه ، و انصاف خويش بده و به وسوسهء شيطان خويشتن را در باطل مينداز . سوگند مىخورم به خدايى كه جز او خدايى نيست و اين سوگند راست مىخورم اگر مرا و تو را در آن سراى جمع كنند ، ميان من و تو به حقّ [ حكم ] كنند - إن شاء اللّه . بدان كه من اين نامه بر دست سعد كه مولاى من است ، مىفرستم و غرض اصلى اين است كه اسيرانى كه از طرفين در دست من و تو حبسند خلاص يابند . و السّلام . ( 564 )
چون سعد به نزد معاويه رسيد ، و اداى رسالت بنمود ، معاويه هر كس را كه در زندان بودند از اصحاب على ( ع ) آزاد كرد . چون اين خبر به امير المؤمنين رسيد ، فرمود تا كسان معاويه را كه در حبس بودند رها ساختند . [ 288 ب ] بعد از آن گمان مردم چنين بود كه بعد از اين معاويه دست تعرض كوتاه دارد لكن هنوز يك ماه نگذشته بود كه معاويه يكى از امراى خود را كه سفيان بن عوف نام داشت با فوجى انبوه به سمت عراق فرستاد كه آن نواحى را غارت كنند و شيعيان على ( ع ) را هر كجا يابند ، بكشند . سفيان بر وفق اشارهء معاويه بر جانب عراق روان شد تا به شهر هيت رسيد . كميل بن زياد از اصحاب امير المؤمنين آنجا بود چون خبر يافت كه از جانب شام لشكر مىرسد و قصد هيت دارد ، مردى از اصحاب خويش را با پنجاه پياده در هيت بگذاشت و بيرون رفت كه جلو لشكر شام را بگيرد . چون كميل از شهر هيت برفت ، سفيان بن عوف در رسيد و هيت و اطراف آن را غارت كرد و هيچ كس نبود كه او را مانع آمدى . پس ، سفيان از هيت به جانب انبار روان شد . مردى از اصحاب امير المؤمنين آنجا بود ، نام او أبرش بن حسّان البكرىّ . تا خبر شد سفيان او را بگرفت و بكشت و چند نفر از متابعان امير المؤمنين را نيز بكشت و شهر را به باد غارت و تاراج داد و از قليل و كثير هر چه يافت ، برگرفت و به جانب شام بازگشت .
اين خبر به سمع امير المؤمنين على ( ع ) رسيد ، انديشه كرد كه خويشتن برود و تدارك آن حادثه كند ، بعد از آن مصلحت نديد كه خود برود لهذا سعيد بن قيس را بخواند و فوجى از سواران كوفه به دو داد و فرمود كه بر عقب سفيان بن عوف برود و جهد كند ؛ باشد كه او را بگيرد . سعد بر حسب فرمان و اشارهء امير المؤمنين بر سبيل تعجيل روان شد و در طلب سفيان مىرفت تا به زمين عانات ( 565 ) رسيد . او را نيافت . اسبان او كوفته و مردان خسته شدند . آنگاه يكى را از مبارزان لشكر خود ، نام او هانى بن الخطّاب ، با فوجى از سوار دواسبه به طلب او نامزد كرد . هانى بر جناح استعجال روان
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 714
مساهمون: أحمد بن أعثم الكوفي
ص٧١٤