( 1 ) چنين آوردهاند كه جماعتى از اهل اعتماد كشتگان آن شب و آن روز را بشمردند ، از جانبين سى و شش هزار مرد كشته شده بود و هنوز جنگ برقرار بود [ 269 الف ] و خون يك ديگر مىريختند . پس ، امير المؤمنين بر پاى شد و اين خطبه قرائت كرد :
اى مردم ، ديديد و دانستيد كه كار جنگ با شما و دشمنان شما تا كجا انجاميد . اكنون اين جماعت را كار به جان افتاده و كارد به استخوان رسيده و آثار فتح و نصرت پديد گشته است و نهايت هر امرى را از بدايت آن توان دانست . اى مردم اين قوم بر خلاف دين حقّ پاى لجاجت استوار كردند و ما را به رنج و مشقّت افگندند . من بر ايشان حمله خواهم كرد و اين حكومت را در حضرت بارى تعالى به مقطع خواهم رسانيد . ( 537 )
قرآنها بر سر نيزه
چون معاويه خطبهء امير المؤمنين على ( ع ) را بشنيد ، عمرو عاص را گفت :
يا أبا عبد اللّه ، حيلههايى كه ذخيره نهادهاى كجاست ؟ امروز وقت آن است كه تدبيرى انديشى و اختلالى در كار على ( ع ) آورى و الّا هلاك از ما برآيد و يكى از ما از اين موقف جان نبرد و از لشكر شام هيچ كس نماند كه سلاح برگيرد .
عمرو گفت : بفرماى تا هر مصحف قرآن كه در خيمهها نهاده [ اند ] جمله بر سرنيزهها بندند و نيزهها را بلند كرده در برابر لشكر على ( ع ) بدارند و به آواز بلند بگويند كه اى مسلمانان ، اگر مسلمانيد بنگريد و در اين مصاحف كه بر سر نيزهها بستهايم تأمّل كنيد ، كلام كلام خداى است و وحى منزل . ما بدان ايمان داريم و با شما بدان كار مىكنيم ، شما اگر نيز مسلمانيد و خداى را مىشناسيد و به قرآن ايمان داريد با ما به قرآن كار كنيد . اى معاويه ، اين از آن حيلههاست كه ذخيره نهادهام ، يقين دارم كه كار بر وفق مراد برآيد . ما خود أشعث بن قيس و بعضى ديگر از شجعان لشكر على ( ع ) را به فريب از راه بردهايم و منتظر چنين حيله هستند . ( 538 ) يقين بدان كه چون مصاحف بر سر نيزهها رود ديگر كسى از لشكر على ( ع ) قدم حرب و مبارزت پيش ننهد و كسى با كسى جنگ نكند .
چون اهل شام اين سخن بشنيدند ، گفتند : عمرو نيكو مىگويد . پس برفتند و