تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 999

مساهمون:

ص٩٩٩
( 1 ) آيه است ( . . . شهد شاهد من بنى اسرائيل ) و آيهء ( من عنده علم الكتاب ) . وى در فتح بيت المقدّس و جاجيه با عمر بود . در 43 وفات يافت ؛ ( اعلام زركلى به نقل دهخدا ) . 378 ) يعقوبى راجع به قطع مقرّرى عايشه از طرف عثمان مىنويسد . . . عثمان روزى خطبه مىخواند كه عايشه پيراهن پيامبر خداى ( ص ) را بياويخت و فرياد كرد كه : اى گروه مسلمانان ، اين جامهء پيامبر خداست كه كهنه نگشته ولى عثمان سنّت او را كهنه كرده است . پس ، عثمان گفت : پروردگارا ، مكر اين زنان را از من بگردان . همانا مكر ايشان بزرگ است ؛ ( تاريخ يعقوبى ، 2 ، 71 - 72 ) . 379 ) لفظ نعثل [ پير كفتار ] اوّلين بار در حقّ عثمان از زبان عايشه بيرون آمده و نعثل نام يك مرد قبطى در مدينه بود كه ريش بلند و انبوه داشت و عثمان را به او تشبيه مىكردند . اين لقب براى عثمان به زشتى ماند ؛ ( كامل ، 3 ، 296 ) . 380 ) اين كلمات كه از امثال عرب است آنجا گويند كه سختى بال گرفته و كار از دست بيرون شده باشد . مىگويند اصلاح اين امر را طمع و طلب نتوان بست ؛ چه ناكس‌ترين مردم به طمع قتل من ميان بسته ، اكنون اگر مرا مىبايد كشت ، تو كه على پسر ابو طالبى بكش . . . ؛ ( ناسخ التواريخ ، 2 ، 425 ) . 381 ) در مورد ممانعت عثمان ياران و غلامان خويش را از جنگ با مهاجمين در آفرينش و تاريخ آمده كه عثمان گفت : هر كس از شما خود را از جنگ باز دارد ، آزاد است ؛ ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 216 ؛ حبيب السّير ، 1 ، 515 ) . 382 ) رفاعة بن رافع انصارى : رفاعة بن رافع بن مالك بن عجلان . . . انصارى مكنّى به ابو معاذ از بزرگان انصار بود و در بيعت عقبه و بيشتر غزوات در حضور حضرت رسول ( ص ) و نيز در جنگ جمل و صفّين در خدمت حضرت على ( ع ) بود ؛ ( قاموس الاعلام تركى ، 3 ) . 383 ) مؤلّف ناسخ التواريخ در اين مورد مىنويسد : . . . مروان را جراحتى برسيد ، مروان درافتاد . غلام او ابو حفصه او را برگرفت و پوشيده از آن غوغا بيرون آورد . فاطمه مادر ابراهيم عربى [ ؟ ] زنى بود كه مروان را شير داده بود . او را به خانهء فاطمه آوردند و فاطمه او را مداوا كرد تا نيكو شد ، لكن گردن او چندانكه زنده بود كج بود . . . ؛ ( ناسخ التواريخ ، 2 ، 436 - 437 ) . 384 ) محمّد بن ابو بكر : روزى 25 ذى القعدهء سال حجّة الوداع در ذو الحليفه ميان راه مكّه و مدينه متولّد شد . پس از مرگ پدرش ، على ( ع ) او را تربيت كرد . در جنگ جمل و صفّين همراه على ( ع ) بود و در ماه رمضان سال 37 از جانب وى حاكم مصر شد . در حكومت وى بر مصر معاويه سپاهى به فرماندهى عمرو عاص به جنگ او فرستاد . پس از جنگهاى سخت ، محمّد فرار كرده به خرابه‌اى [ خانهء زنى ] پناه برد . او را از آنجا بيرون كشيدند و در ماه صفر سال 38 ه ق به قتل رسانيده ، جسد او را در پوست خرى مرده گذارده بسوزانيدند . قاتل وى معاوية بن خديج سكرين است . محمّد از اصحاب على ( ع ) ، مردى پارسا و عالم بود . پس از قتل وى ، عايشه عهده‌دار تربيت فرزند وى ، ابو القاسم شد ؛ ( دهخدا ) .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 999 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى