( 1 ) 371 ) مقدّسى در اين مورد مىگويد . . . مروان بن حكم كه مهر عثمان در دست وى بود به حمران بن ابان - كه نويسندهء عثمان بود - گفت : اين پيرمرد فرتوت و خرف شده ، برخيز و به ابن ابى سرح بنويس كه گردن . . . و چنين كردند و نامه را به وسيلهء يكى از غلامان عثمان كه مدس نام داشت با يكى از شتران او فرستادند و او از كنار مردم كه در حسمى بودند بگذشت و ايشان او را . . . ؛ ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 214 ) .
372 ) همين عبارت در نهج البلاغه نيز به صورت زير آمده :
و ما للطلقاء و ابناء الطّلقاء * و التمييز بين المهاجرين الأوّلين
( شرح نهج البلاغه ، 893 ) 373 ) شعيب : نام پيغمبرى كه پدر زن موسى ( ع ) بود و نام اصلى وى اوثيرن و به فارسى يويب گويند ؛ ( ناظم الاطباء ) . پيغمبرى از نسل ابراهيم خليل كه طبق روايات پس از هود و صالح و اندكى پيش از موسى ( ع ) مىزيسته . منازل قوم او نزديك تبوك بين مدينه و شام بود .
نام شعيب و قوم او بنى مدين در قرآن آمده است ؛ ( معين ) . . . نام پيغمبر و پدر زن موسى ( ع ) كه خطيب الأنبياء لقب اوست ؛ ( دهخدا ) .
374 ) و يعقوبى در اين باره عقيدهاش اين است كه . . . پس ، معاويه با دوازده هزار رهسپار مدينه شد . سپس گفت : به جاى خود در مرزهاى شام بمانيد تا من نزد امير المؤمنين بروم و از كار او نيك آگاه كردم . پس ، نزد عثمان آمد و چون [ عثمان ] از شمارهء لشكر پرسيد ، گفت : آمدهام كه رأى تو را بدانم و آنگاه نزد آنان باز گردم و ايشان را به مدينه آوردم .
عثمان گفت : نه به خدا قسم ، ليكن تو خواستى كه من كشته شوم ، پس بگويى كه منم صاحب خون ؛ ( تاريخ يعقوبى ، 2 ، 72 ) . و به عقيدهء ابن اثير قبل از محاصره و حملهء مخالفين به عثمان ، معاويه به عثمان پيشنهاد داده بود كه به منظور نجات از كشته شدن با او به شام بيايد ، ولى عثمان قبول نكرده بود و حتّى معاويه پيشنهاد كرده بود كه لشكرى جهت حمايت او به مدينه بفرستد ولى باز هم عثمان مخالفت كرده بود . [ 12 ]
375 ) به نظر كلّيهء مورّخين على ( ع ) اوّل كس بود كه مشكهاى آب به سراى عثمان فرستاد و بعد از او امّ حبيبه [ خواهر معاويه و همسر پيغمبر ( ص ) ] بود كه سوار بر استر براى عثمان آب برد . به قول ابن اثير آل حزم [ طايفهء آل حزم ] گاهى غفلت محاصرين را مغتنم شمرده ، به عثمان آب مىرسانيدند ؛ ( كامل ، 3 ، 289 ) .
376 ) اين لشكر در تاريخ به نام جيش العسره مشهور است . و در منتهى الارب در مورد اين لشكر چنين آمده . . . لشكر رسول در غزوهء تبوك ؛ زيرا گرفتار گرماى سخت و طاقت فرسا شدند .
377 ) عبد اللّه بن سلام : عبد اللّه . . . الحارث اسرائيل يوسف ، صحابى است . اسمش حصين بود و پيغمبر او را عبد اللّه ناميد . هنگامى كه پيغمبر به مدينه رفت ، اسلام آورد و در شأن او اين
هامش
[ ( 12 ) ] رك : كامل ، 3 ، 265 .