نميخوردند و در معابر و بازارها راه نميرفتهاند ( وقتى كه حقيقت را بيان داشتند و گفتند بلى اين چنين بودهاند ، بگو كه ) من نيز مثل ايشان هستم .
و خدا ميدانست كه پيغمبرش در شك نيست و خود پيغمبر هم ميدانست و ليكن خدا براى اين جهت فرمود : * ( فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ ) * ، تا مردم بفهمند كه شك و ترديد در نبوت ( و رسالت ) آن حضرت باطلست ، همچنان كه در آيه مباهله فرموده : * ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَى الْكاذِبِينَ ) * ، بگو بيائيد ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم مباهله ( و در حق يك ديگر نفرين ) كنيم تا لعن و عذاب خداوند بر دروغگو نازل شود ، و اگر خداوند ميفرمود : تعالوا نبتهل فنجعل لعنة الله عليكم ، بيائيد تا مباهله كنيم و لعنت خدا را بر شما فرود آوريم ( نصاراى نجران ) نمىآمدند و حاضر بمباهله نميشدند و خداوند ميدانست كه پيغمبرش اداى وظيفه و رسالت مينمايد و پيغمبر هم ميدانست كه در گفتار خود صادق و راستگو است ، و ليكن ميخواست كه آن مردم توجه كامل كنند و بيشتر پى بحقانيت نبوت و رسالت آن حضرت ببرند ، ( بدين جهت حضرتش را بچنين آيه اى مخاطب فرمود ) .
2 - حديث كردند ما را . . . از حضرت باقر و يا حضرت صادق عليهما السّلام كه ميفرمود پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده است در تفسير آيه : * ( فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ ) * ، من شك و ترديد ( در نبوت و رسالت خود ) ندارم و از كسى هم سؤال نميكنم ( كه آيا من پيغمبر بر حق هستم تا شك و ترديد از من برود ، چون خود عالم هستم و حقايق را نيكو ميدانم ) .
باب صد و هشتم علت آنكه رسول خدا ( ص ) بر اطفال سلام ميكرد
1 - حديث كردند ما را . . . از حضرت رضا از آباء كرام خود عليهم السّلام كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ميفرمود : پنج چيز است كه تا آخرين لحظات عمر ترك نميكنم