كسى حلال نكرده بودم ، و عطا كردم به تو و بامتت گنجى از گنجهاى عرشم را كه آن فاتحة الكتاب ( سورهء مباركهء حمد ) و خاتمهء سورهء بقره ( كه آن دو آيه
* ( آمَنَ الرَّسُولُ ) * ) *
) است ، و نيز براى تو و امتت همهء زمين را مسجد و خاكش را طاهر و پاك قرار دادم ، و به تو و امتت تكبير
( الله اكبر ) ) *
عنايت كردم ، و نام تو را با نام خودم قرين و نزديك نمودم ( در اذان و تشهد نماز و غيره ) تا اينكه هر كس نام مرا گفت نام تو را هم بگويد ، پس اى محمّد خوشا بر تو و امتت .
باب صد و هفتم علت آنكه خداوند بپيغمبر ( ص ) فرموده : اگر تو در شك هستى
1 - حديث كرد ما را . . . كه يحيى بن اكثم كاغذى نوشت بموسى بن امام محمّد تقى عليه السّلام و چند چيز از او سؤال كرد ، و از جمله اين بود كه آيه :
* ( فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ ) * ( اگر تو در شك و ترديد هستى در آنچه كه ما به تو فرستادهايم پس بپرس از علماء اهل كتاب كه كتابهاى پيش از تو را خواندهاند ) خطاب بكيست ؟ اگر خطاب به خود پيغمبر باشد كه آن حضرت شك و ترديدى در آيات قرآن نداشت ، و اگر خطاب به غير پيغمبر باشد كه قرآن به غير آن حضرت نازل نشده ؟ .
موسى در جواب نوشت كه پرسيدم از برادرم حضرت امام على النقى عليه السّلام و آن حضرت فرمود : خطاب به خود پيغمبر است و پيغمبر شك نداشت در آنچه كه به او نازل شده بود ليكن مردم ( مشرك و منافق ) جاهل و نادان ميگفتند كه چرا پيغمبرى از جنس ملائكه بسوى ما مبعوث نشده تا با ما فرق داشته باشد ! و اين پيغمبر با ما فرقى ندارد زيرا غذا مىخورد و آب مىآشامد و ( روى زمين و ) در بازارها راه ميرود پس خداوند بپيغمبر وحى فرمود كه ( اگر مورد شك و ترديد مردم جاهل قرار گرفته اى ) بپرس از كسانى كه كتب آسمانى پيش از تو را خواندهاند در حضور اين مردم جاهل كه : آيا پيغمبرانى كه پيش از من مبعوث شدهاند بر غير رويّه من بودهاند و آيا آنها غذا