حضرت كرد ، و از جمله پرسيد : چرا شما را محمّد و احمد و ابو القاسم و بشير و نذير و داعى مينامند ؟
آن حضرت فرمود : مرا « محمّد » ميگويند چون من پسنديده شدهام در زمين ( بواسطه داشتن صفات و خصال نيكو و اخلاق حميده ) و « أحمد » مينامند چون در آسمانها پسنديده شدهام . و « ابو القاسم » ميگويند چون خداوند قسمت ميفرمايد بهشت را بين كسانى كه ايمان به ( نبوت و رسالت ) من آوردهاند و تقسيم مينمايد جهنم را ميان كسانى كه ايمان و اقرار بنبوت من ندارند ، و مرا « داعى » براى اين جهت ميگويند كه چون دعوت ميكنم مردم را بدين پروردگارم ، و « نذير » مينامند از جهت اينكه ميترسانم به آتش ( جهنم ) كسانى را كه نافرمانى مرا بنمايند ، و « بشير » ناميده شدم بواسطه آنكه بشارت مىدهم به بهشت آن كسانى را كه فرمان مرا ببرند ( و بسنّت و دستورات من عمل كنند ) .
2 - حديث كردند ما را . . . از فضال كه گفت پرسيدم از حضرت رضا عليه السّلام چرا : كنيه نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلَّم ابو القاسم است ؟ فرمود : چون آن حضرت پسرى داشت بنام قاسم « 1 » ، از اين جهت مكنى به أبو القاسم شد ( يعنى پدر قاسم ) عرض كردم اگر مرا لايق ميدانيد و اهليّت دارم زيادتر ( شرح دهيد و تفصيل آن را ) بيان بفرمائيد فرمود : بلى ، آيا ميدانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : من و على دو پدر هستيم براى اين امت ( مسلمان ) ؟ گفتم بلى ميدانم ، فرمود : ميدانى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلَّم پدر است براى تمام امتش و على عليه السّلام هم جزو امت آن حضرت محسوبست ؟ گفتم : بلى ميدانم ، فرمود : ميدانى كه على عليه السّلام قسمتكننده بهشت و جهنم است ؟ عرضكردم آرى ميدانم .
فرمود : پس پيغمبر را أبو القاسم از اين جهت ميگويند كه پدر قاسم بهشت و جهنم است ( كه على عليه السّلام باشد ) گفتم : چگونه مىشود اين ( كه فرموديد على عليه السّلام
هامش
« 1 » اولين پسر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است و ملقب به « الطاهر » قبل از بعثت در مكه متولد گرديد از خديجه كبرى ( ع ) و قبل از بعثت هم وفات يافت .