مردم دنيا را دعوت بسوى خدا مينمايم ) .
4 - حديث كرد ما را . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه در تفسير آيه : * ( اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ ) * ، كه يوسف فرموده بعزيز مصر ، مرا بخزينه دارى مملكت و ضبط اموال و محصول كشور منصوب كن ، چون من در حفظ اموال و درآمد كشور و مصارف آن دانا و بصيرم .
ميفرمود : يعنى حفظ ميكنم آنچه را كه در تحت اختيار من باشد و عالم هستم به تمام زبانهاى مردم دنيا ( و ميتوانم با هر كسى با زبان و لهجه خودش با او سخن بگويم ) .
5 - حديث كرد مرا پدرم از . . . كه حضرت صادق عليه السّلام ميفرمود : از جمله چيزهائى كه خداوند برسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم عنايت فرموده اين است كه آن حضرت ميخواند و ليكن ( براى مصلحت ) نمينوشت ، و ( دليل آنكه آن حضرت ميتوانست بخواند آن است كه ) پس از آنكه ابو سفيان ( ل با لشكريانش ) متوجه جنگ احد شد ، عباس عموى پيغمبر نامه اى بحضرتش نوشت كه ابو سفيان با افرادى چند بجنگ شما مىآيد و موقعى اين نامه به آن حضرت رسيد كه در صحراى مدينه بودند و آن حضرت نامه را خواندند و به چند نفرى كه همراه و در خدمتش شرفياب بودند از مضمون نامه مطلع نفرمود و بايشان فرمود حركت كنيد تا بمدينه بازگرديم و پس از آنكه بمدينه آمدند بهمهء صحابه مضمون نامه را بيان فرمود ( كه مشركين مكه قصد جنگ با ما دارند
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 272
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٧٢