و آمادهء جهاد شويد ) .
6 - 7 - حديث كرد مرا پدرم از . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : از جمله چيزهائى كه خداوند بر نبى خاتم صلى الله عليه و آله و سلَّم عنايت نموده اين بود كه آن حضرت امّى ( و درس نخوانده در مكتب بشرى ) بود و نمينوشت ( كاغذها را با دست خود ) و ليكن كاغذها را خود ميخواند ( چون از مضمون بعضى از كاغذها صلاح نبود كه صحابه اطلاع پيدا كنند ) .
8 - حديث كرد ما را . . . از حضرت صادق از پدر بزرگوارش عليهما السّلام كه ميفرمود : خداوند هيچ وحى و كتابى نفرستاده است مگر به زبان عربى و ليكن به گوش انبياء به زبان قومشان آن وحى ميرسيد و به گوش پيغمبر ما صلى الله عليه و آله و سلَّم به زبان عربى ميرسيد ، و هر كسى كه با آن حضرت سخن ميگفت بهر زبانى كه بود به گوش حضرتش به زبان عربى ميرسيد ، كه جبرئيل براى آن حضرت ترجمه مينموده بواسطه شرافت و مقام آن حضرت ، و هر وقت آن حضرت با كسى سخن ميفرمود ، به زبان عربى ميگفت و ليكن به شخص مخاطب به زبان و لهجهء خودش ميرسيد ( بطورى كه گمان ميكرد كه آن حضرت به زبان و لهجهء او سخن ميگويد ) « 1 » .
هامش
« 1 » روايت فوق در به دو امر ممكنست مورد تعجب بعضى واقع گردد ليكن با دقت نظر و تطبيق با اكتشافات و اختراعات و پيشرفت روز افزون علم و صنعت كه بدست بشر انجام مىشود هيچ گاه مورد تعجب نخواهد شد ، چنان كه در بشارات عهدين ( ان كان صادقا ) مرقوم شده كه : جلسات مهم سياسى بين المللى كه از نمايندگان دول بزرگ جهان تشكيل ميگردد مجهز بدستگاههاى فرستنده اى مىباشد كه سخن هر گوينده اى را بهر زبانى كه باشد : براى اهل هر لغتى به همان لغت تحويل ميدهد مثلا نماينده اى به زبان فارسى سخن ميگويد ولى جوهر و تركيب صداى او بمتجاوز از ده لغت پخش مىشود .
و وحى در لغت بمعنى مكالمه غيبى و گفتگوى مخفيانه و نامحسوس است و به اصطلاح شرعى عبارت از آنست كه خداوند پيغمبر خود را بر يك حكم و دستور شرعى و امثال آن آگاه فرمايد .
و در قرآن وحى به چند معنى ديگر هم استعمال گرديده از جمله : بمعنى اشاره ، چنان كه در باره حضرت زكريا عليه السّلام ميفرمايد : * ( فَخَرَجَ عَلى قَوْمِه مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا ) * ، زكريا از عبادتگاه خود بيرون آمد و بقومش اشاره فرمود كه در هر صبح و شام خدا را تسبيح گوئيد .
و بمعنى : امر ، بقولش كه ميفرمايد : * ( وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ ) * ، ياد كن زمانى را كه امر نموديم بحواريين كه ايمان به من و عيسى بياوريد ، و بمعنى : الهام ، چنان كه فرموده : * ( وَأَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى ) * ، ما الهام نموديم بمادر حضرت موسى ، و فرموده : * ( وَأَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ ) * ، الهام نمود پروردگار تو بزنبور عسل ، و بمعنى : وسوسه : چنان كه ميفرمايد : * ( وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ ) * ، شياطين بدوستان خود وسوسه كنند .
و در اين موارد كه گفته شده ربطى بوحى احكام شرعى ندارد ، و آنچه كه مربوط به احكام شرعى و امثال آنست از قبيل مطالب اخلاقى يا بتوسط جبرئيل به پيغمبران ميرسيده و يا تكلم خداوند است بلا واسطه چنان كه مختصرا در صفحه 136 - گذشت .
و بعضى در اثر كوتاهى فكر و اطلاعات علمى نداشتن سخنانى در بارهء وحى گفته و ميگويند كه چون تا حدى توهين بمقام ربوبيت و انبيا عليهم السّلام بود صرف نظر از تذكر شد .