ميترسيد كه اگر تأخيرى روى دهد رحمت خدائى حضرتش را دريابد و او نتواند كارى كه تصميم گرفته از پيش ببرد ، و چون به آن حضرت رسيد از آتش سموم و زهر آگين در بينى آن حضرت دميد كه از سر تا پاى مباركش مجروح گرديد ( و با اين حال در شكرگزارى و حمد الهى كوتاهى نكرد ) 2 - 3 - حديث كرد مرا پدرم از . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود :
حضرت ايوب مبتلا بمحنت و بلا گرديد هفت سال بدون آنكه گناهى داشته باشد ( زيرا پيغمبران معصومند و گناه نميكنند و ميل بباطل نمىنمايند ) 4 - حديث كردند ما را . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : خداى تعالى حضرت ايوب را مبتلا ببلا نمود بىآنكه گناهى داشته باشد ، و آن حضرت صبر نمود بر بلا تا آنكه حضرتش را سرزنش كردند ، و ) گفت : * ( رَبَّه أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَعَذابٍ ) * ، پروردگارا شيطان به من اذيت نموده و رنج و تعب رسانيده ، و از خداوند طلب ترحم كرد كه او را نجات بخشد زيرا ) پيغمبران صبر بسرزنش و زخم زبان و شماتت نمىنمايند .
5 - حديث كرد مرا پدرم از . . . از أبو بصير كه گفت پرسيدم از حضرت كاظم عليه السّلام از بلائى كه حضرت ايوب به آن مبتلا گرديد بچه سبب و علت بود ، فرمود :
براى نعمتهاى دنيائى كه خداوند به او عنايت فرموده بود ، و آن حضرت شكر آن را بجا مىآورد ( آنچنان كه شايد و بايد است ) و در آن زمان شيطان ميتوانست تا نزديكى عرش الهى برود .
از اين جهت در نزديكى عرش بود كه ديد شكر آن حضرت را ملائكه بالا مىبرند حسد و رشك برد و گفت خدايا ايوب أداى شكر نميكند مگر براى نعمتهاى فراوان دنيائى كه به او مرحمت نموده اى و اگر او را محروم از عطاياى خود كنى شكر نعمتى را نخواهد كرد ( براى امتحان آن حضرت و يا براى آنكه مقامش بر ملائكه و بر شيطان معلوم گردد ، و يا براى اتمام حجت بر بندگان و يا تعليم به آنها كه بايد در مقابل حوادث و پيش آمدهاى ناگوار و يا كوچك صبر و بردبارى را پيشه كنند )
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 175
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٧٥