تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب (فارسى) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
و ديگرى گفته :
تذكّر و لا تنس المعاد و لا تكن * كأنك في الدّنيا مخلّى و ممرّج فلا بدّ من بيت انقطاع و وحشة * و إن غرّك البيت الأنيق المدبج
بيادآور و فراموش منما قيامت را و نبوده باش در دنيا دلبسته بزينت آلات زيرا ناچارى در رفتن به خانه وحشت انگيزى . و يافته شد سنگ لوحى در قبرستانى كه در آن اين اشعار نوشته بود :
تزوّد من الدّنيا فانّك لا تبقى * و خذ صفوها لمّا صفت ودع الزلقا و لا تأمننّ الدّهر إنّى أمنته * فلم يبق لى خلّا و لم يرع لى حقا قتلت صناديد الملوك فلم أدع * عدوّا و لم أمهل على ظنة خلقا و أخليت دار الملك من كلّ بارع * فشرّدتهم غربا و مزّقتهم شرقا فلمّا بلغت النّجم عزا و رفعة * و صارت رقاب الخلق أجمع لى رقّا رمانى الرّدى رميا فأخمد جمرتى * فها أنا ذا في حفرتى مفردا ملقى فأفسدت دنيائى و دينى جهالة * فمن ذا الّذى منّى بمصرعه أشقى
زاد و توشه برگير از دنيا زيرا در او نميمانى و بگير خير و خوبى دنيا را و وابگذار آنچه را كه ميلغزاند ، و ايمن از روزگار مباش ، همانا من ايمن از آن شدم كه باقى نماند براى من دوستى و مراعات ننمود حق مرا و اين دنيا است كه كشته است پادشاهان بزرگ را و خالى نموده دار الملك را از أميران و پراكنده كرده است آنها را به اطراف عالم ، من هم بودم در دنيا صاحب رقاب مردم و ليكن روزگار مرا طرد نمود و جمعيت مرا خاموش كرد ، و اين منم كه در تنگناى لحد به تنهائى زندگى ميكنم زيرا فاسد كردم بواسطهء جهالت دين و دنياى خويش را و اكنون هيچ كس