مىكند بىنيازى را از دنيا و حال آنكه بىنيازى در خود او است اگر قانع باشد .
و فرمود آن حضرت به خدا قسم اين قدر جامه خود را دادم وصله و پينه زدند كه ديگر حيا ميكردم از وصله زنندهء آن كه حتى گويندهئى گفت يا على آيا دور نمىافكنى اين جامه را ؟ و فرمود زاهدين پادشاهان دنيا و آخرت هستند كسى كه زهد ندارد و ميل به دنيا داشته باشد پس او فقير دنيا و آخرتست .
گفت نوف بن فضاله بكالى « 1 » بودم شبى حضور امير المؤمنين عليه السلام پس آن حضرت از فراش خود برخاست نظرى بستارگان فرمود و قرائت نمود :
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
تا آخر آيه « 2 » سپس فرمود اى نوف خوابى يا بيدارى ؟ گفتم بيدارم . فرمود اى نوف خوشا به حال زاهدان در دنيا كه بآخرت دل بستهاند ، و آنها كسانى هستند كه زمين را بساط و فرش ، و خاك آن را بستر ، و آب آن را شربت گوارا قرار دادهاند و قرآن را شعار خود ، و دعا را جلوگير از حوادث و پيش آمدها گردانيدهاند ، و دنيا را بعنوان قرض گرفتهاند بر طريقه و همانند حضرت عيسى عليه السلام ( كه به دنيا دلبستگى نداشت و دنيا را از خود جدا كرد ) اى نوف خداوند وحى فرمود به حضرت عيسى اينكه بگويد ببنى اسرائيل كه داخل نشوند در عبادتخانه براى عبادت مگر با قلبهاى پاك و جامههاى پاكيزه و زبانهاى راستگو و اعلامشان نمايد كه مستجاب نميشود دعاى كسى كه حقى و مظلمهئى از ديگرى نزد او باشد ، اى نوف بدان كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در اين ساعت از شب ( سحر ) براى راز و نياز برخاست و فرمود اين ساعتى است
هامش
( 1 ) . از صحابه حضرت امير المؤمنين ( ع ) است
( 2 ) . 188 - آل عمران