و هر كه نگهدارد خود را از بدى خداوند نگاه ميدارد او را از عذاب ، همانا پرهيزكاران در دنيا و در آخرت بزرگند و فقها كشانندهاند مردم را بدرستى اعمال ، و نشستن با آنها سبب زيادتى علم گردد ، و اگر نبود دوستى ما مردم با دنيا هر آينه كسى مورد خشم خداوند نميشد .
و فرمود آن حضرت دوستى دنيا اول همهء گناهان و كليد هر بدى است و سبب فاسد شدن تمامى نيكوئىها است ، و تعجب در اينست كه خداى تعالى مىفرمايد :
أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ *
« 1 » جز اين نيست بحقيقت اموال و فرزندان شما اسباب فتنه و امتحان شما هستند ( دل به آنها نبنديد ) و مردم جمع ميكنند و دوست ميدارند آنها را : با دانستن اينكه از آنان جدا ميشوند و سؤال كرده ميشوند بر آنها ، و چه بسيار نيكو گفته :
هى الدنيا تقول لمن عليها * حذار حذار من بطشى و فتكى
فلا يغرركم حسن ابتسامى * فقولى مضحك و الفعل مبكى « 2 »
اين دنيا است كه ميگويد به كسانى كه در او هستند ، دورى كنيد از سخت گرفتن من و كشتن ناگهانى من ، و مغرور نشويد بلبخندها و رنگارنگى من ، بدانيد گفتار من شيرين اما كارهاى من همه گرفتارى و گريه آور است .
هامش
( 1 ) . 28 - الانفال
( 2 ) . مطلع قصيدهايست از ابو الفرج المخزومى و شعر در جامع الشواهد است با كمى اختلاف - مترجم .