و طلب آمرزش براى جميع اهل بقيع كرد .
و سپس مراجعت فرمود و بر منبر بالا رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود اى گروه مردم نزديكست كه من از ميان شما غائب شوم زيرا جبرئيل در هر سال قرآن را يك مرتبه بر من عرضه ميكرد و در اين سال دو مرتبه عرض نمود و اين براى آنست كه وفات من نزديك شده ، پس هر كه را نزد من وعدهئى باشد بيايد وعدهء خود را بگيرد و هر كه را با من قرضى باشد مرا خبردار كند تا ادا نمايم ، اى گروه مردم نيست ميان خدا و ميان أحدى وسيلهئى كه بسبب آن خيرى بيابد يا شرّى از او دور گردد مگر عمل بدستورات و اجتناب از نواهى خداوند متعال .
أيها الناس ادّعا نكند ادّعاكنندهئى كه من بىعمل رستگار ميگردم ، و آرزو نكند آرزوكنندهئى كه بىطاعت خدا برضاى او ميرسم ، به حق آن خدائى كه مرا به حق فرستاده است : نجات نميدهد از عذاب الهى مگر عمل نيكو و رحمت پروردگار ، و اگر من هم معصيت كنم هر آينه هلاك خواهم شد ، سپس روى به آسمان فرمود و گفت خداوندا رسانيدم رسالت را ، و فرمود آن حضرت بپرهيزيد از گناهان كوچك زيرا به آن سؤال كرده خواهيد شد ، و همان گناهان كوچك است كه جمع مىشود تا شما را هلاك نمايد .
و فرمود آن حضرت اگر ميدانستيد آنچه را كه من ميدانم هر آينه كمتر ميخنديديد و بر نفس خود بسيار گريه ميكرديد و در كوهها جاى ميگرفتيد و بر أعمالتان ميگريستيد ، و اگر چهارپايان ميدانستند از مرگ آنچه را كه شما ميدانيد ديگر روغن و گوشت فربه نميخورديد ، زيرا از وحشت و دهشت گوشتى در بدن آنان باقى نميماند
إرشاد القلوب (فارسى) — صفحة 80
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٨٠