تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
و مباهات كنند . جمعى از بين ما هم براى گرفتن اين عطايا تا نيمهء راه رفتند ، سينى - ها را خدمه روى قالى نهادند . يكى از رجال سفير را گفت كه اعليحضرت اين خلاع را بعنوان يادگار و اظهار رضايت به اعضاى سفارت مرحمت ميفرمايند ، روى هرسينى كاغذى بود كه مايحتوى و نام صاحب آن را بر آن نوشته بودند . بسفيركبير نشان درجهء اول و به ديگران نشانهاى درجهء دوم و سوم مرحمت شد . اما مرحمتىها چيز فوق‌العاده‌اى نبود يعنى باستثناى دو نفر مستشاران سفارت - خانه كه قدرى بهتر با ايشان رفتار شده بود بهر يك از ما يك طاقه‌شال و دو قواره زرى بيش ندادند كه شال بعضى هم سوراخ و رفو شده بود . خوب بود پادشاه ايران ميدانست كه نوكرانش تا چه حد مكار و دغلند كه يك شال از چهار پنج دست ميگذرد تا نصيب سعادتمندى شود كه آن را بيادگار نگاه دارد . ساعت پنج بعدازظهر با نشانهاى مرحمتى به همان ترتيب روز نخستين در تالار سلام شرفياب شديم . تشريفات همان بود كه قبلا ذكر شد . اعليحضرت در كمال مهربانى ما را مورد الطاف شاهانهء خود قرار داده از رفتار ما اظهار خرسندى فرمودند ضمنا اظهار داشتند كه تا حال نسبت بروسيها عقايد ديگرى داشتم ولى همسايگان عزيز خود را بد شناخته بوديم . سفير در جواب عرض كرد كسى در ميان ما نيست كه بمحامد صفات ذات اقدس شهريارى آگاه نباشد . لطف و مرحمتى كه اعليحضرت همايونى دربارهء فرستادگان امپراطور روسيه ابراز فرمودند الىالابد در ضمير ما خواهد ماند . اعليحضرت فرمودند : « اميد است كه دوستى ما علىالدوام پايدار بماند شما تنها كسانى هستيد كه قلب مرا مجذوب ساخته‌ايد ولى شما را من از اين مسافرت بايد هماندرجه خشنود بينم كه خطسيرتان از حيث بعد و زحمت اجازه ميدهد و قلبا آرزومندم كه دوست عظيم‌الشأنم امپراطور روسيه پاداشى متناسب با انجام اين خدمت بشما مرحمت كنند . » بعد رو بژنرال كرده فرمودند « تو پسند خاطر ما شدى ، ميخواهم مأموريتى به تو دهم و آن اينست كه از سن‌پطرزبورگ يك جفت چلچراغ