تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
ساخته شده بنام اعليحضرت بسفيركبير داد . در يكى شاه بر تخت سلطنتى و در ديگرى چهارزانو بر فرش اعلائى قرار داشت ، از حيث نقاشى بد نبود و رنگهاى شفافى در آن دو به كار برده بودند ، ولى بقدرى دقيق كشيده شده بود كه از رعايت كوچكترين نكات غفلت نشده بود و از اين جهت نقاشان آسيا مقام بلندى را حائزند . در صنعت نقاشى ايرانيان باندازهء چينيان ترقى نكرده‌اند ولى هردو ملت رنگ‌آميزى متضاد را دوست ميدارند . البته نظرم بنقاشان كانتن نيست چه ايشان براى جلب سرمايهء اروپائى برقابت نقاشان اروپا شاهكارهاى قابل‌تحسين ميسازند . خصوصا در كانتن صورت مادام ركاميه را ديدم كه در نهايت ظرافت و قشنگى روى شيشه ساخته بودند ، در اين شهر معظم تجارتى از اينكه هرسفارش بموقع و مطابق سليقهء اروپائى حاضر شود چيزى فروگذار نميشود . در ميان ساير اشياء ظريفهء قشنگ صفحه‌هاى كوچكى از صدف مرواريد ديدم كه براى بازى ساخته بودند . « 1 » در ايران نسبت بتصاوير اعيان و رجال همان احتراماتى را قائلند كه نسبت به شخص ايشان مرعى ميدارند ، خصوصا در مورد تمثال شاه . ژنرال هم كه صورت - هاى مرحمتى را با طمطراق تمام ميبرد بزرگ و كوچك از احترام و تواضع خود - دارى نميكردند .
هامش
( 1 ) مقصود ژتون است .