سفيركبير تمام كارهاى خود را به خوبى و جلدى انجام داد و بايد گفت كه اين موفقيت در نتيجهء مساعى شخص ايشان بوده است . مورخهء 27 اوت عهدنامهء وداديهء بين دولتين ايران و روسيه امضاء شد و بعدازظهر همان روز براى شرفيابى و اجازهء مرخصى تعيين شده بود .
از اين مملكت كسى را نميگذارند تعارف نگرفته برود ، اعليحضرت پادشاه ايران معمولا بكليهء سفراء و اشخاص مهمهاى كه شرفياب ميشوند از صندوقخانهء سلطنتى لباسى بعنوان تنپوش همايونى مرحمت ميكنند و رسم اينست كه گيرنده لباس را در آخرين جلسهء شرفيابى در بر كرده شرفياب شود . « 1 »
تا به حال سفراى خارجه مجبورا اين تشريفات را مجرى ميداشتند « 2 » ولى ژنرال رسما اظهار داشت كه يك نفر روسى از پوشيدن لباسى روى لباس رسمى خويش پادشاه خود را تحقير مىكند ، اعليحضرت هم اين عذر را موجه دانسته باحترام ما اين اولين يا آخرين مخالفت با رسوم مملكتى را قبول كردند و بجاى لباس بارسال پارچهء نبريدهء آن قناعت كردند .
ساعت يازده صبح جمعا براى اخذ خلاع شاهانه بتالار سلام حاضر شديم .
عطايا عبارت از قطعات پارچهاى بود كه با تشريفات مفصلى از جانب قصر مىآوردند .
حاملين با سينىهاى نقاشىشده و روپوشهاى سفيد در راه و عدهاى از اعيان و رجال از جلو و عقب ايشان در راه بودند .
اهالى عموما در مقابل آنچه از طرف پادشاه مرحمت شود به خاك افتاده فخر
هامش
( 1 ) لباسى را كه سلطان ايران باعيان و رجال دربار خود مىبخشيد به شكل جامهء اطاقى است از زرى كه بايد در مقابل آن زمين را بوسه داد .
( 2 ) اول دفعه ژنرال گاردان سفير فرانسه از پوشيدن اين لباس معذرت خواست و بعدا ژنرال يرمولوف براى مخالفت با رسوم قديمه اين عمل را تقليد كرد .