ولى تركان دست از شلوار گشاد خود برنميدارند . »
به چشم ايرانيان هيچ ملتى بدتر از ترك نيست چنان كه اعليحضرت مكرر ميفرمودند « اگر هيچ نيست ترك كه ميتواند باشد » . وزير شرح جنگى را كه ايرانيان با تركان كرده بودند براى من داد ولى خدا ميداند چه زمانى اين جنگ اتفاق افتاده ، ميگفت وقتى در تلاقى فريقين يك عدهء پانصد نفرى سوار ايرانى چند هزار عثمانى را ريزريز كردند .
پس از اختتام سان يكى از سواران شاه سوار بر اسب تربيتنشدهاى ظاهر و بشرح اتى بنمايش مشغول شد : اسبش مانند اسبهاى استلى و فرانكونى منظم نميدويد بلكه بميل خود از هرطرف دويده پرشهاى فوقالعادهاى مىكرد ولى سوار بدون اينكه حركات غيرمنظم اسب در او تأثيرى كندگاه خود را بپاى راست و زمانى بپاى چپ از اسب آويخته سر و دستهايش به طرف زمين بود ، فورا در همان حال بر زين برآمده حركات عجيبترى از خود ظاهر ميساخت ، چه هرلحظه ممكن بود افتاده نابود شود . وزير پرسيد اين حركات را دوست داريد يا نه گفتم بدون تعارف تا حال نظير اين منظره را نديده بودم و فرانكنى سنپطرزبورگ مسيو شيارمى هم نسبت به اين مرد شاگردى بيش نيست ، وزير گفت اينكه چيزى نيست سوار قابلترى داريم كه متأسفانه فعلا مريض است من باور كردم ، ولى بعد فهميدم كه سوار ديگرى در كار نيست و منحصر به همين بود كه ديدهام .
سفير كه از حضور شاه مرخص شد بملاقات پسر ارشد شاه محمد علىميرزا رفت ، او نيز پذيرائى مجللى از ما كرد .
در ميان افواجى كه دور قصر را احاطه كرده بودند بين دو سرباز نزاع شده كارد رو به يكديگر كشيدند . جزاى چنين خطائى بر طبق قوانين مملكتى اعدام بود ولى اعليحضرت مرتكبين را طلبيد فرمودند « ممنون سفيركبير روسيه باشيد كه نخواستم روز شادمانى را به خون شما بيالايم » . اين عفو و التفات از طرف شخص مستبدى كه براى كوچكترين جرائم مرتكبين را حضورا اعدام يا شكنجه مىكند خيلى پسنديده بود .
صدراعظم تمام سفارتخانه را بشام دعوت كرد . ساعت پنج عصر جمعا به منزل
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: محمود هدايت
ص١٩١