آنچه حساب كردهاند عمر كنند سرمايهء را خورده به فقر و مسكنت افتند .
همين ترس افتادن بچنين روزى ايرانيان را خسيس بار آورده . كسانى كه دفعة پول زيادى بدست مىآورند جز در موارد ضروريه ممكن نيست چيزى از آن خرج كنند . وزراء حتىالقوه فكر گرد آوردن مالند چه مطمئن نيستند كه تا كى سر كار خواهند بود . پادشاه هم بنوبهء خود ذخاير هنگفت خود را از ترس اينكه مبادا جنگى دربگيرد در خزينه نهاده دست نميزند ، مبادا بموقع پول بدست نياورد چه مانند ممالك اروپا عوايد دولتى مرتب و منظم نيست .
خوشبختانه مملكت روسيه از حيث تمدن خيلى ترقى كرده و تعاليم مذهبى نيز مانع نيست كه هموطنان محتاط و آگاه ما بميل و ارادهء خود زندگانى نكنند .
اگر ايرانيان را چنان كه بعضى از سياحان نقل كردهاند پنداريم بايد هرچه يكنفر مهمان بدان دست زند تقديم او كنند ، ولى اينطور نيست و اين تعارفات فقط ادبيست كه نسبت بمهمان ميكنند مثلا وقتى صاحبخانه مىگويد خانهام بشما تعلق دارد اين را نبايد حقيقى فرض كرد بلكه مانند تعارفاتى است كه ما هم در آخر مراسلات ملحوظ ميداريم مثلا وقتى مىنويسند چاكر و خدمتگزار حقيقى شما ابدا نويسنده توجهى بتحقير خود يا اطاعت طرف ندارد بلكه كوچكترين خدمت را هم به او نميكند .
فىالجمله ممكنست ايرانيان چيزى را كه شما تعريف كردهايد بشما بدهند ولى اولا بايد چيزى باشد كه بتوانند از آن صرفنظر كنند ثانيا شيئى كه دو برابر آن ارزش داشته باشد از شما بخواهند ، چه عادتا كوچكترين خدمت ايشان معوض است مثلا اگر گرفتارى پيدا كرده باشيد كه گل يا ميوه يا بعبارت آخرى سيبى براى شما بفرستند منتظرند كه به وزن آن طلا تقديمشان كنيد ، از كثرت انعام و تعارف دادن ورشكست « 1 »
هامش
( 1 ) اولا تا اروپائى ورشكست نباشد بايران نمىآيد ثانيا چون اين اخلاق و عادات مخصوص اروپائيانست مسيو كوتزبوئه به خوبى از عهدهء تعريف و توصيف جزئيات آن برآمده و الا مدت اقامت ايشان براى شناسائى عادات ايرانيان كافى نبوده . م . ه .