از چيزهائى كه عبث در انتظار آن بودم مشاهدهء زندگى با تجمل مشرق زمينى بود ، قسمت خارجى خانهها زينتى زائد بر تزئينات ظاهرى چادر نداشت ، در قسمت داخلى هم جز چند تخته قالى كه عبارت از تمام اثاث البيت بود چيز ديگرى مشاهده نميشد . بزرگان آسيا تمام علائم بزرگى را به لباس خود انحصار دادهاند . چه شالهاى كشميرى پوشند و شمشير و خنجرى به خود آويزند كه زينت آن نسلا بعد نسل ارث ميرسد ، براى سوارى هم اسب خوبى دارند كه يراق و دهانهء آن طلاست . اين بود تجمل خارجى ايشان . اما در موضوع خدمهء آنان كه حتى در خانهء يك وزير هم ديده مىشود همه داراى البسهء كثيف مندرسى هستند . رويهمرفته كمال مطلوب مردم از نقطهءنظر خودپسندى و خودستائى آنست كه گرانبهاترين اشياء خود را هميشه با خود همراه داشته باشند چه اهالى مشرقزمين چشمشان به ظاهر اشخاص است و بر خلاف از تجمل و جاه و جلال و اثاثيه قيمتى اروپا و ظروف نقره و مطلا و كالسكه و تشريفات ما كه بعقيدهء من عظمت حقيقى به آنست به كلى بىخبرند . عقايد و حدسيات ما در موضوع خودپسندى و تجمل آسيا ازين جا ناشى شده كه از خيلى قديم تا حال مشرق زمينيان بسبك امروز زندگانى مىكنند و حال آنكه در آن اعصار اروپائيان در ورطهء جهالت غوطهور بودهاند .
خزائن پادشاه ايران را قيمت بىكرانست ولى ابدا از روى سليقه مرتب نشده همچنين عدهاى از اعيان و رجال ثروت هنگفتى دارند و حال آنكه اكثر مردم در فقر وفاقه امرار حيات ميكنند . يعنى انتظار ديگرى هم نميتوان داشت چه در ايران پول را بمنفعت نميدهند . و سرمايهداران از منافع مبادلات تجارتى اساسا اطلاعى ندارند بعلاوه قوانين جاريهء مملكتى و جنبهء حفظ نزاكت مردم اجازه نميدهد كه بانكهاى شخصى تأسيس كنند . نفع پول را ربا دانند و بالنتيجه عادت برين جارى شده كه اغنيا مايه و ذخيرهاى بدست آورده تا آخر عمر بتدريج از آن خرج كنند و اگر بيش از
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: محمود هدايت
ص١٨٨