سفير و صدراعظم صحبت مضحكى در ميان بود ، ما هم بدون آنكه علت معلوم شود بوفق دلخواه خنديديم .
اين مستخدم نالايق كماكان به خدمت پرداخت و هرقدمى كه برميداشت نقش آن پايش كه بحمام دوغ رفته بود بسفره چاپ ميشد ، مستخدمين علاوه بر اين كار خطرناك مأموريت ديگرى هم داشتند كه عبارت از مگس پراندن بمدد بادبزنهاى بزرگ حصيرى بود .
گرچه سر ميز صدراعظم نشسته بوديم ولى ميوههاى آن از متوسط هم پستتر بود منهم به كلى از ميوهء خوب خوردن درين مملكت نااميد شدم .
حضرت اشرف تفقد فرمودند غذايى را كه در بشقاب خود كشيده بودند براى جمعى از مدعوين فرستادند ، اين عمل نهايت احترام اين مملكت است ، اگر بخاطر داشته باشيد كه ايرانيان غذا را بدون كارد و چنگال ميخورند حالت آن اروپائى بدبختى را كه ميزبان مرحمت كرده يك توده برنج جوشيده با سرانگشت خود در ظرف كشيده و براى او فرستاده در مخيله مجسم خواهيد ساخت .
همين كه از سر ميز برخاستيم با آب دستمان را شستشوى داده براى صرف قهوه و غليان بچادر اول رفتيم ، مهمانى به اين شكل براى ما تمام شد ولى قريب صد نفر خدمهاى كه دور چادر ايستاده بودند دفعة به آن توده غذا حملهور شدند .
فرداى آن روز را ناهار مهمان نظامالدوله خزانهدار كل مملكت و حاكم اصفهان بوديم . اين شخص از متمولين درجه اول مملكت است ، ظروف ميزش طلا بود و شراب اصفهان اعلائى بما داد . شراب شيراز در خود ايران قيمت عجيبى دارد اميد است كه تمام شكمپرستان بسهمى از آن برسند .
سفيركبير در ازاى اين ناهار مهمانى مفصلى داد . تمام اعيان و اشراف را دعوت كرد . در اردوى خود چراغان مفصلى كرديم . مدعوين دور ميز قرار گرفتند و خودمان از ايشان پذيرائى كرديم كه فوقالعاده اسباب مسرت ايشان شده بود ، صدراعظم كه از قضيهء يكى از مستخدمينش آزردهخاطر به نظر ميرسيد ازين سبك تمجيد كرده گفت بعدا اين طريقه را من در عمارت طهرانم معمول خواهم داشت ، موزيك مترنم بود و تمام شب سربازان ايرانى ايستاده آن را گوش ميدادند . اعليحضرت نيز از حرم مقدارى ميوه براى سفير فرستاده از او احوالپرسى كردند .
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: محمود هدايت
ص١٩٣