تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
عبارت از نقشه‌بردارى جلگهء وسيعى بود . همين كه گفتم در اروپا اطفال خردسال در مدارس به تحصيل مقدمات علم هندسه ميپردازند متحير ماند و چند شكل مثلثاتى هم در حضورش رسم كردم كه چيز زيادى از آن نفهميد و از جدول كعب اعداد هم ابدا اطلاعى داشت . بقيهء وقت ملاقات به تعريف مسافرت دور دنيا كه بهمراهى كاپيتن كروز - سترن كرده بودم گذشت ، و اين بيانات را وزير و مصاحب عالمش در كمال لذت گوش مىدادند ولى دو چيز را نتوانستند باور كنند يكى اين‌كه من بنقاط متقاطر ايران مسافرت كرده باشم ديگر اينكه نقاطى قشنگ‌تر از وطن ايشان را ديده باشم . اين ايرانى نجيب از حسن محاورة و آداب معاشرت من اظهار خوشوقتى كرد و امر بآوردن مبردات داد ضمنا تقاضا نمود كه در مواقع ممكنه از او ديدن كنم . در موقع مفارقت نه تنها با وزير بلكه با منجم قطور هم كاملا دوست شده بودم . در تمام مدت اقامت فقط يكدفعهء ديگر نيز بديدن او رفتم آن هم براى اين بود كه نشان دهم چگونه روى سنگ لوح بامدادى از جنس خودش ميتوان تحرير كرد . اين عمل كه به نظر او خيلى مناسب آمد ابدا در ايران سابقه نداشت و از آنكه گفتم اين سنگ در ايران زياد است متعجب شد .