مشترى نظر به تلألؤ و عظمتى كه نسبت بساير كواكب دارد مانند روسيه است نسبت بدول اروپا ، و چون در اروپا آسيا را تحت تأثير صورت عقرب ميدانند اتحاد اين ستارگانهم مىرساند كه دوستى و مودت اين دو ملت با مشيات عالم علوى موافقست . اين نكته را وزير بفال نيك گرفت و اظهار داشت كه منجمين ما هم اعلام داشتهاند كه اجرام سماوى فعلا در اسعد صورند .
ضمنا ايرانى ديگرى نزد وزير ديدم كه حجم و عقلش بنظرم عجيب آمد و تنها كسى بود كه در اين مصاحبه حضور داشت . اين مرد دائم كتاب قطوريرا ورق ميزد و لحظهبهلحظه نظرى تمسخرآميز به من ميكرد و ابروانش را بهم ميماليد ، وزير هم او را بعنوان رياضىدان قابلى به من معرفى كرد ولى بنظرم منجمى آمد كه مأمور تدقيق و تفسير بيانات من است ، و آنى از مطالعهء كتاب خود دست نميكشيد ، تا اينكه كلمهاى چند آهسته بوزير عرض كرد . وزير از من پرسيد علت اصلى حدوث كسوف و خسوف چيست ؟ منهم از جاى برخاسته دور منجم گشتم بدون اين كه او التفاتى به اين معنى داشته باشد ولى همين كه پشت سر او رسيدم از وزير سؤال كردم مرا مىبينيد ؟ چون منجم به قدر كافى براى اختفاى من از نظر وزير حجيم بود ، وزير بخنده گفت نه . بدوا از منجم عذرخواهى كردم كه اگر او را زمين نام دهم نرنجد بعد به وزير گفتم كه حضرت اشرف فعلا آفتاب و من بمنزلهء ماه هستم و ملاحظه فرماييد كه چگونه ماه گرفته . سپس بين وزير و كره ارض فرضى قرار گرفته گفتم فعلا براى منجم كسوف است چه ديگر سعادت رؤيت اشعهء آن جرم علوى را ندارد بعلاوه براى آفتاب هم زمين در حال خسوف است ، منتها نظر بفربهى زمين فرضى خسوف كامل نيست . وزير بخنده درآمد و زمين متغير شد . همين قضيه مىرساند كه نميشود آنجا همه را از خود راضى داشت .
منجم كه من نگذاشتم از تمام اشعهء آفتاب استفاده كند از من مكدر شد ، سپس وزير و منجم هردو خود را گرفته گفتند كه اين اجرام سماوى آثار صنع و مراحم بىحدوحصر الهى است ، علت آنست كه ايرانيان جز مشترى و زحل و عطارد هيچيك از كواكب را نمىشناسند و گمان مىكنند كه اين اجرام از زمين به
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: محمود هدايت
ص١٥٧