شوند « 1 » همين كه اعليحضرت نزديك قصر رسيدند بر طبق رسوم مملكتى شترى پيش پاى مبارك قربانى كردند . و چون از اسب به زير آمدند پنجاه توپى را كه شرح دادم دفعة خالى كردند و سر خونين شتر را جلو پاى شاه كشيدند ، در تمام اين مدت تا ورود و جلوس شاه شليك توپ ادامه داشت . بلافاصله تمام جلگه از چادر پوشيده شد فقط سه چهار خيابان وسيع بين آنها فاصله دادند .
بين قصر و محلى كه براى اردوگاه ما تعيين شده بود فضائى بمساحت چهار ورست و نيم خالى گذاشته بودند تا تجار اطراف حسبالامر بسلطانيه آمده نزديك اردوى ما بازارى تشكيل دهند .
اعليحضرت در طول اين مدت اشخاصى را باحوالپرسى سفيركبير اعزام داشته ضمنا پيغام ميدادند كه هنوز بمناسبت ماه رمضان وقت پذيرائى ايشانرا ندارند .
مدت ايام روزه هم تا ماه آتيه كه مطابق 31 ژويه بود طول داشت .
روز بيست و ششم صفر خان از طرف اعليحضرت همايونى بنزد سفير آمد كه ما را باردوى سلطانيه برد ، ما هم نظر بگرماى فوقالعادهء هوا تا سه ساعت بعدازظهر صبر كرده سپس به ترتيب ذيل به راه افتاديم .
بدوا يكدسته قزاق ، سپس پيشكار سفارت و دو نفر كمكهاى او و بعد دستهء موزيك و شش صاحبمنصب اركان حرب ، دو پيشخدمت ، چاپارهاى سياسى سنا ، سفيركبير سوار اسب مجلل و باشكوهى كه اعليحضرت براى ايشان فرستاده بودند ، دو مستشار سفارت و بعدا ساير اعضاى سفارت و يكدسته قزاق ديگر در راه بوديم .
هامش
( 1 ) روسيها هيچيك از تعارفاتى كه نسبت بسفيرشان شده از قلم نمىاندازند و ميخواهند چنين وانمود كنند كه تا حال نسبت به هيچ سفيرى چنين احترامى نشده و حال آنكه ژنرال گاردان فرانسوى و سفرائى كه اخيرا از انگليس بايران رفته بودند اصلا منتظر تشريفاتى نبودهاند .
هنگاميكه اين فصل تحت طبع بود جرائد سنپطرزبورگ از شرح پذيرائى مسيو ما را - رووبچ سفير فعلى روسيه در ايران پر بود و بمناسبت اقتضاى فصل در طهران از او پذيرائى به عمل آمده و بر خلاف آداب و رسوم مملكتى روابط مشاراليه با اعليحضرت زياده از حد صميمى است .