تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
كردن آفتاب و نقصان درجهء حرارت منقبض شده تخليه حاصل مىشود و هوا بشدت يا ضعف رو بدان قسمت مىرود در چنين موارد وضعيتى كه حادث مىشود باد مىناميم و بامتدادات مختلفه ممكنست سير كند ، بعلاوه گفتم هواى اطراف كرهء زمين حدى دارد كه از آن ببعد ابر و پس از آن خلأ شروع مىشود كه محيط گردش ديگر ستارگانست . منجم ايرانى فرياد برآورد و گفت عجب خلط مبحثى مىكنند ، اروپائيان بآثار توجهشان خيلى كم است و بيشتر مبدأ و سبب را جستجو مىكنند ، حتى در موضوع چيزهايى كه به چشم مىبينند . ولى بدانيد كه باد ماده‌اى است كه به خودى خود وجود داشته و دائم در حركت است و تمام فضائى را كه اشياء مرئى و غير مرئى در آن حركت مىكند فراميگيرد اگر باد نبود ستارگان دنباله‌دار را چه چيز مىآورد ، فقط باد است كه در گردش خود هادى و محافظ آنها است ، گاه قدرتشان را كم و گاه زياد مىكند چه باد از اعظم نعماى الهى است . اين تعبير منجم در آب و هوايى بگرمى ايران كه اگر باد نبود مردم هلاك ميشدند عقلى به نظر ميرسد . منجم در اداى آخرين كلمات خود كتاب را ورق زده از مشاهدهء صفحه‌اى كه بر آن كراتى منقوش و صورت مهيبى هم بالاى آن كشيده بودند آثار وجد و سرور در صورتش پديد آمد ، پرسيد در موضوع گردش اجرام سماوى چه گمان ميكنيد ؟ آيا ميگوئيد آفتاب متحرك است يا ساكن ؟ گفتم بقولى كه منجمين ما نيز برآنند بىحركت است ، گفت ما چنين نمىپنداريم ، مگر همه چيز براى زمين و سلطان با اقتدار ما خلق نشده ؟ آيا طبيعى نيست كه زمين مركز عالم باشد ؟ خدا را به آنچه كرده بايد شكر كرد . در مقابل اين منطق جوابى نداشتم و از مبحثى كه كمتر محتاج بگفتگوى ممتدى بود برياضيات پرداختيم . منجم خواست معلوماتش را به من نشان دهد ، گفت كه شخصا مىتواند جلگه‌اى را مساحت كند گرچه رودخانه‌هاى عديده بر آن بگذرد . در اين موقع وزير گفت روزى بامر شاه مأمور انجام امر مهمى شدم و آن